گردشگرانی که به خوزستان نمی‌آیند!

نکته: این یادداشت در ۵ دی ۱۳۹۳
در روزنامه آبادان نو چاپ شده است.

مدتیست به فعالیت تورگردانی مشغولم. به صورت یک سرگرمی و تفریح به آن نگاه می‌کنم.

بخوانید: چرا تور رایگان تهرانگردی؟

نکته جالبی که در گفت و گو با این گردشگران در خصوص برنامه سفر و گردشگری‌شان متوجه شدم این بود که از ایران شهرهای تهران، اصفهان و شیراز و گاهی کیش و رشت را می‌شناختند و تقریبا تمام آن افراد از شرق و غرب ایران بی اطلاع بودند!‌ و نکته عجیب‌تر اینکه از شهرهای استان‌های غربی و شرقی کشور مثل کردستان، خوزستان، آذربایجان،‌ سیستان و بلوچستان به واسطه همسایه‌ها، ترس داشتند!

اکثر این گردشگران از کشورهای فرانسه، آلمان،‌ لتونی، روسیه، ترکیه، هلند، سوئد،‌ سوئیس و ژاپن به ایران آمده بودند. در مورد اصفهان بسیار مشتاق دیدار سی و سه پل،‌ کلیسای وان، میدان نقش جهان، هتل شاه عباسی و دیگر مکان‌های فرهنگی و تاریخی این شهر بودند و در خصوص شیراز هم بیشتر به حافظیه، سعدیه، تخت جمشید و مکان‌های تاریخی علاقه‌مند بودند.

فروردین ماه امسال [۱۳۹۳] بود که رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از رشد ۱۵۰ درصدی گردشگران خارجی به ویژه اروپاییان در نیمه دوم فروردین ماه سال جاری در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته خبر داد.

به گزارش ایرنا، مسعود سلطانی‌فر در مراسم امضای تفاهمنامه همکاری میان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و معاونت علمی فناوری ریاست جمهوری گفت: بسیاری از هتل های شهرهای بزرگ کشورمان مثل اصفهان و شیراز تقریبا تا ۲ ماه آینده رزرو هستند و جای خالی ندارند.

چرا گردشگران به استان خوزستان نمی‌آیند؟

ضمن خوشحالی بابت این افزایش جذب گردشگر برای کشور زیبایمان ایران، باید پرسید پس جای خوزستان و دیگر استان‌های زیبا کجاست و چرا اکثر این افراد تصمیمی برای سفر به این استان‌ها ندارند؟

استان خوزستان به واسطه موقعیت جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی و تاریخی که دارد دارای میراث گسترده فرهنگی، تاریخی، مردم شناسی می‌باشد. اگر دقت کرده باشید شمال و شرق خوزستان بیشتر دارای میراث طبیعی و تاریخی بوده و بخش جنوبی این استان میراث تاریخی و آثار یادمان دفاع مقدس را در خود جای داده است. با توجه به تاسیس منطقه آزاد اروند در جنوب خوزستان، شهر‌های آبادان و خرمشهر پتانسیل لازم برای روفق اقتصادی و جذب سرمایه خارجی را دریافت نموده‌ است. از طرفی با استفاده از شیوه‌های مدرن گردشگری مثل توریسم درمانی و … می‌توان در زمینه‌های مختلف گردشگران را به ورود به این منطقه خوزستان ترغیب نمود.

با یکی از گردشگران که به مدت ۲۲ روز در ایران بود صحبت کردم و از او پرسیدم آیا «به خوزستان و شهر شوش، که یکی از نخستین مراکز تمدن دنیاست، سفر کرده‌ای و بنای زیگورات چغازنبیل را دیده‌ای؟» که در کمال تعجیب به من گفت «سوزا یا شوشا؟ کجاست اینجا و اصلا نمی‌دانستم

نکته مهم این است که اصلا گردشگران نمی‌دانند. نه تنها گردشگران خارجی نمی‌دانند بلکه بسیاری از دوستان ما که در ایران زندگی می‌کنند و به این استان سفر نکرده‌اند، تصورشان از خوزستان بیابان‌های گرم و مخروبه‌های جنگ است! به راستی این عدم اطلاع مخاطبین و علاقه‌مندان، ضعف اطلاع‌رسانی نهادهای مربوطه و مسئولین در زمینه میراث فرهنگی، به شیوه مدرن و به واسطه اینترنت را نمایان می‌کند.

اطلاع‌رسانی ناکارآمد!

چه بخواهیم چه نخواهیم متاسفانه مسئولین گردشگری در حق میراث فرهنگی، طبیعی و تاریخی این استان بسیار کم لطفی کرده‌اند و به جز معدود افرادی که اکثر آنها پیش از انقلاب به خوزستان آمده‌اند دیگران آشنایی با این استان ندارند. خاطرم است مهر ماه در اندیمشک بودم و با یک زن و شوهر گردشگر آلمانی دیدار داشتم. از آنجا که هیچ توجهی بدان‌ها نمی‌شد و اصلا اطلاعاتی در خصوص این شهرستان نداشتند پس از دو روز اقلامت در هتل به تهران بازگشتند! 

صنعت گردشگری صنعت هزاره سوم نامگذاری شده است چرا که هم اکنون با پیشرفت ارتباطات و زیر ساختهای مسافرتی در اکثر کشورهای جهان این صنعت بسیار بیشتر و راحت‌تر از قبل بوی منفعت و سود می دهد. با توجه به تلاش‌های دولت در جهت کاهش تنش‌های بین المللی و همچنین مشاهده افزایش آمار ورود گردشگران به ایران از سویی و از سوی دیگر نمایش امنیت کشور ایران در مقایسه با همسایگان، همه و همه به افزایش ورود گردشگر به کشور کمک می‌کند. اما مساله مهمتر معرفی جاذبه‌های گردشگری کشور به این افراد است و باید مسئولین استان خوزستان تدابیری بیندیشند تا هرچه سریعتر شاید افزایش و رشد ورود گردشگر به این استان زیبا باشیم.

تصویر: طبیعت زیبای منگره . اندیمشک . خوزستان . عکس از عباس ملک حسینی

ارسال دیدگاه
1
اشتراک‌گذاری

شباهت‌های کسب و کار با ازدواج!

نکته: این یادداشت در شماره ۸۲
(هفته اول بهمن) هر کسب‌وکاری دارای دوره تولد، بلوغ، رشد، پیری و حتی مرگ است.

این گونه جملات بسیاری از مدیران کسب‌وکار به کار می‌برند، اما این با من تصمیم گرفته‌ام که از زاویه دیگری به مقایسه کسب‌وکار با مراحل زندگی بپردازم:«مقایسه کسب‌وکار با ازدواج!»

خوشبختانه با مطالعه و درس گرفتن از تجارب دیگران تا حدودی می‌شود با فضای واقعی کسب و کار و پیچ و خم‌های آن آشنا شد و آن را با روند زندگی خود تطبیق داد.

خواستگاری

هر ایده جدیدی که به ذهن شما خطور می‌کند مانند دیدن یک فرد جدیدی است که برای اولین بار با او ملاقات کرده‌اید و به او علاقه‌مند می‌شوید! بنابر این تاسیس یک شرکت یا دست‌یابی به کسب‌وکار نیز مانند خواستگاری از فرد مورد نظر است.

در اولین مرحله آشنایی با طرف مقابل، شما وارد گفت و گو می‌شوید تا دریابید تا دریابید که فرد مورد علاقه چه نقاط مشترکی با شما دارد و آیا می‌توان با او زندگی مشترکی را تشکیل دهید یا خیر؟ در حوزه کسب و کار هم این دوره با عنوان شناخت بازار و فضای رشد کسب‌وکار معرفی می‌شود.

دوره نامزدی

دوره بعدی نامزدی است. در این دوره، شما از غم هر دو عالم فارغ هستید و به تعبیر عوام، خوش خوشان زندگی‌تان با معشوق است! اکنون ایده ذهنی شما رشد کرده و به اوج ثروت و موفقیت در ابتدایی‌ترین حالت ممکن رسیده است. این تغییرات به حدی است که حتی شما آمادگی رشد و ایجاد تغییرات بزرگ دیگری را هم دارید. برای نمونه، در این مرحله، شما برای استخدام نیروی انسانی بیشتر و بزرگ کردن دفتر محل کارتان اقدام می‌کنید.

البته مسئله و مشکل اصلی هم در همین مرحله به وجود می‌آید. شاید در دوره نامزدی، به دلیل روزهای شیرینی که داشتید، برخی واقعیت‌ها را درک نکنید. در این دوران، از زاویه دید شما همه چیز درست و بی‌نقص پیش می‌رود! اما اگر شما با دیدی کلی‌تر به مسائل نگاه کنید، شاید احساس کنید که مشکلاتی وجود دارد. برای نمونه، شاید دعواهای زناشویی رخ دهند، که البته بخشی جدایی ناپذیر از زندگی هستند، اما در این دوران، شما حتی اقدامی برای پیشگیری از آن انجام نمی‌دهید! در کسب‌و‌کارها هم پس از رشد و مشاهده مشکلات و فراز و نشیب‌های شرکت، این حالات به وجود می‌آیند. در این زمان، بسیاری از مدیران دوران خوب و موفقیت شرکت خود را تکرار می‌کنند و آن را به نمایش می‌گذارند، در حالی که زمان حال خود را فراموش کرده‌اند!

شروع زندگی مشترک یا آغاز طلاق؟!

اما از مرحله به بعد است که دورنمای موفقیت یا شکست زندگی زناشویی و آینده آن ترسیم می‌شود. بعد از دوره نامزدی، خواه‌ناخواه به دلایل گوناگون، شما با همسرتان مشاجره می‌کنید. به اعتقاد بسیاری از افراد، در زندگی شادی و گریه و موفقیت و شکست توأم با هم است. در حقیقت، زندگی سالم خارج از چرخه این روند نیست. ناراحتی و حتی عصبانیت گاه نشانه دوست داشتن است. بنابراین این معنا را می‌دهد که: «در حال حاضر، من از تو ناراحتم،چون تو برای من مهمی، نه اینکه از تو منتفرم باشم!»

دو رویکرد برای دعوا وجود دارد. بعضی زوج‌ها مسیر مذاکره را در پیش می‌گیرند. به سازش می‌رسند و با خوشحالی زندگی‌شان را در کنار یکدیگر ادامه می‌دهند، اما برخی دیگر نمی‌توانند مشاجره یا فرد مقابل  را تحمل کنند و فردای دعوا کارشان به طلاق می‌رسد!

در کسب و کار نیز پس از دوران نامزدی، اگر سختی‌ها را تحمل کردید و با بی‌پولی‌ها ساختید، به گواه تاریخ، موفق خواهید شد. اما اگر در اولین پیچ سختی مقاومت نکردید و به فکر تعطیلی کسب‌وکارتان افتادید باید بدانید که خیلی زود بیزینس خود را طلاق خواهید داد. روزانه شرکت‌های بسیار زیادی تأسیس می‌شود، اما شرکت‌های کمی در طول سال باقی می‌ماند!

گاهی اوقات دخالت بیجای برخی از اقوام که از روی حسادت یا دلسوزی است(!) باعث فروپاشی زندگی شما می‌شود. در این مواقع، بهترین گزینه اهمیت ندادن به این موارد و دادن پاسخ منفی به تمامی آن‌هاست.

در کسب‌و‌کار نیز دقیقا همین حالت پیش می‌آید. برای مثال، اگر مدیر بازرگانی شما به خوبی عمل کند، شرکت رقیب و حتی بعضی کارمندان (از روی حسادت یا دلسوزی!) درباره او شایعه می‌سازند. هوشیار باشید، زیرا اگر شما به این شایعات توجه کنید، باید به سرعت فاتحه کسب‌وکار خود را بخوانید!

ارسال دیدگاه
5
اشتراک‌گذاری

مصاحبه با فیلیپ گایست

ارسال دیدگاه
3
اشتراک‌گذاری
  • 1
  • 2