نتیجه خاموش کردن سه روزه اینترنت گوشی

نکته: این یادداشت در ۱۴ دی ۱۳۹۶ نوشته شده است.

صداهای مزاحم اطراف رو باید قطع کرد! شاید فکر کنید من افسردگی دارم، منزوی شدم و حتی با اسکیزوفرنی اشتباه بگیرید. اما واقعیت رو بخواهید این منزوی شدن نیست، بلکه انتخاب استفاده از تنهایی هست. ما در دنیایی پر از اطلاعات، سیگنال، پالس و صدا قرار گرفتیم. فضایی که فرصت یک ساعت تنهایی و لذت بردن از خویشتن رو از آدم میگیره.

راستی آخرین باری که به صدای پرنده‌ها یا نور ستاره‌ها توجه کردیم کی بود؟

اگر زیاد حوصله و وقت ندارید نمی‌خواهید جزییات هر روز رو بخونید، به آخر صفحه برید. این خاموش کردن دکمه اینترنت برای گوشیم خیلی اتفاقی با محدودیت اینترنت در کشور همراه شد.


روز اول: استرس اطلاعات

ساعت ۷:۴۵ روز ۱۰ دی ۱۳۹۶ برابر با ۳۱ دسامبر ۲۰۱۷ میلادی زنگ ساعت گوشی به صدا در میاد. هنوز زوده بهتره کمی دیگه بخوابم. ساعت ۸:۳۰ زنگ دوم به صدا در میاد. گوشی رو باز و در نوار وضعیت دنبال گزینه وصل کردن دیتا می‌گردم. وجود نداره!

امروز با اتوبوس به دفتر میرم. با توجه به وضعیت ۹ دی امروز احتمالا خیابون انقلاب باید شلوغ باشه! صبح خبر خاصی نبود. در طول مسیر به کارهای امروزم فکر می‌کنم. میخوام توی گوشی و برنامه Todoist یادداشت کنم. یادم می‌افته سینک نمیشه!

به دفتر می‌رسم. برنامه شخصی تلگرام رو باز نکرده از دستک‌تاپ پاک می‌کنم. هیچ اپلیکیشن پیام رسانی نیست. فقط تلگرام کاری که اونم برای آپدیت کانال استفاده میشه و هیچ کانال و گروهی هم عضو نیست. ناتیفیکیشن گوشی طبق عادت میاد پایین، فقط یادآوری Todoist هست و دیتا/وای‌فای وجود ندارد!

ساعت ۱۱ برنامه‌های روزم در تودویست کامپیوتر نوشته میشه. ابزارهای تلفن و ایمیل راه ارتباطی من با دنیای خارج از دفتر هستند.

سه ایمیل ارسال می‌کنم. یک شماره تلفن مخاطب رو می‌خوام در گوشی ذخیره کنم. استرس یه سراغم میاد. می‌ترسم گوشیم گم بشه و این شماره در فضای ابری مخاطبین گوگل‌ام نباشه!

به یک دوست برای جلسه کاری زنگ میزنم و ساعت ۶ رو با تلفن هماهنگ میکنم. یک توییت در مورد کتاب «صدایی که شنیده نشد» آقای عباس عبدی می‌بینم و با کتابفروشی تماس می‌گیرم و ده دقیقه بعد کتاب تهیه میشه.

هر چیز جدیدی که برای دیدن یا دانلود کردن به ذهنم می‌رسه، سریع استاپ میشه! قراره از داشته‌ها استفاده کنم و چیزی از اینترنت و شبکه، دریافت نخواهد شد.

ساعت ۵ نتیجه هر ۳ ایمیل قطعی میشه. تمام ۱۱ تسک امروز به همراه ۸ تست باقی مانده از قبل انجام میشه. در یک روز کاری ۱۹ تسک مهم انجام شد! تمام زمانی که در توییتر صرف شد ۷۰ دقیقه اون هم به صورت پراکنده بود.

در زمان ناهار گوشی پیشم نبود. غذا ۱۰ دقیقه‌ای خورده شد.

ساعت ۵:۳۰ در مسیر جلسه که ۴۵ دقیقه طول کشید ۲۱ صفحه از کتاب رو خوندم. جلسه بعد از ۴۰ دقیقه تموم شد. هر صحبت و تسک جدیدی که تعریف میشد، می‌ترسیدم یادداشت کنم. باز استرس از دست دادن سراغم اومد. اگر فردا گوشی گم بشه این چند خط اطلاعات جدید هم از بین میرن!

در طول مسیر به موارد مطرح شده در جلسه فکر کردم برنامه‌های فردا رو برای خودم تعریف کردم، ساعت ۷ خونه بودم. تا ۸:۲۰ کتاب خوندم و به نکات جالبی رسیدم.

شارژ گوشی صبح ۱۰۰ درصد بود و الان به ۷۰ درصد رسیده. امروز اصلا شارژر به کارم نیومد!

بعد از شام ساعت ۹:۲۰ فیلم Mr. Nobody رو از آرشیوم پلی کردم. در لیست تماشا بود و هنوز ندیده بودمش. فیلم دیدن این بار کمی عجیب بود. همش سوال بود برام که این بازیگر مرد رو کجا دیدم. وسط فیلم یادم اومد نقش ویتالی برادر نیکولاس کیج در فیلم Lord or War بود. نکته جالب این بود که سرچ نکردم. در توییتر و اینستاگرام هم به کسی نگفتم دارم این فیلم رو می‌بینم. مجبور شدم به حافظه‌ام فشار بیارم و روی لینکی کلیک نکنم. آیا شما روی لینک‌ها کلیک کردید؟

هیجان نوشتن این مطلب باعث شد در ساعت ۹:۳۸ دقیقه فیلم رو استاپ کنم در برنامه گوگل کیپ این یادداشت رو بنویسم. هنوز استرس از دست دادن نوشته‌هام رو دارم…

تا زمانی که انتخاب نکرده‌اید، انتخاب هر یک از گزینه‌ها ممکن است. بعد از انتخاب، دیگر نمی‌توان بازگشت و گزینه دیگری انتخاب کرد. 
– از دیالوگ‌های فیلم آقای هیچکس


روز دوم: بی حوصله

امروز صبح به سختی بیدار شدم. مقداری بی‌حوصله بودم. انگار قرار بود امروز زیر عهدم بزنم. یه مقداری احساس کار بیهوده بهم دست داد.

توی مسیر حتی حوصله کتاب خوندن هم نداشتم. انگار همه چیز بی حوصله شده بود. حتی راننده تاکسی که برای گربه کنار خیابون هم بوغ می‌زد!

اینبار حدود ۲ ساعت زمانم در توییتر رفت. اما یک سری برنامه‌ها و تسک‌ها به نتیجه رسید. ۱۳ تسک تموم شد. بعد از جلسه و اومدن به خونه شروع کردم به خوندن کتاب تا جایی که خوابم برد. فردا قراره خیلی زود بیدار بشم.

امروز از شدت استرس‌ام برای از دست دادن کم شده بود.

در سال ۱۳۵۰ اعتقاد به سرنوشت از پیش تعیین شده در زنان ایرانی ۷۸ درصد و برای مردان ۶۳ درصد بود. 
– برداشتی از کتاب صدایی که شنیده نشد


روز سوم: باران!

خیلی غیر منتظره بود. ساعت ۷ بیدار شدم. برای من روز آخر خیلی جالب بود.

یک لباس نیمه ‌پاییزی برای هوای گرم پوشیدم که ناگهان با باران صبحگاهی مواجه شدم! همیشه گوشیم بهم در مورد وضعیت هوای روز هشدار میداد. بدون اینترنت متوجه این وضعیت نشده بودم.

بعد از کمی ورزش صبحگاهی به سمت دفتر حرکت کردم. متاسفانه سرعت اینترنت با اختلال مواجه بود. حدود نیم ساعت در توییتر برای خبرهای روز قبل گذشت. نیم ساعت هم تسک‌های کاری امروزم نوشته شد. تقریبا سرعت انجام هر تسک برام چند برابر شد. تا جاهایی که بعضی از کارهای شنبه آینده رو امروز انجام دادم.

حتی یک سری ویدئوها که ۲ ماه در لیست انتظار بود رو تونستم ببینم. پیشنهاد میکنم شما هم روش‌های زنده موندن بعد از سقوط هواپیما رو گوگل کنید!

تماس‌های تلفنی هم فقط به تماس‌های کاری و خانواده محدود شد. به عنوان پاداش این ۳ روز به خودم تنهایی و یادداشت نوشتن در کافه رو هدیه کنم. ۲۰۸ صفحه از کتاب هم مطالعه شد. فردا ۱۴ دی ۱۳۹۶ برابر با ۳ ژانویه ۲۰۱۸ به این روزه سکوت گوشی، پایان می‌دم.

من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب / مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند
هاتف آن روز به من مژده این دولت داد / که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود / که ز بند غم ایام نجاتم دادند
– حافظ . غزل دوش وقت سحر


دلیل این روزه سکوت: آرامش بیشتر!

صداهای مزاحم اطراف رو باید قطع کرد! شاید فکر کنید من افسردگی دارم و منزوی شدم. اما واقعیت رو بخواهید این منزوی شدن نیست، بلکه انتخاب استفاده از تنهایی هست.

لذت این ۳ روز برای من باورنکردی بود.

در این روزهای خاص (۹ دی به بعد) شوق به شنیدن اخبار خیلی زیاده. دونستن اینکه در فلان خیابون فلان شهر دقیقا چه اتفاقی افتاده! اینبار من برعکس رو انتخاب کردم. مثل ۲۰۰ سال پیش بدون دونستن هیچ خبری صبح بیدار میشم و بیرون میرم. وقتی من تاثیر مستقیمی بر اون عوامل بیرونی ندارم، پس بهتره بیشتر به این «من» بپردازم.

در این دنیای ارتباطات صداهای خیلی زیادی هر لحظه به گوش آدم می‌رسه. پالس‌ها و سیگنال‌هایی که باعث میشه انسان هر لحظه بیشتر از قبل از خودش دور بشه! صداهایی که تا میایی به یک چیز توجه کنی سریع تمام تمرکز و دقت‌ات رو به خودش اختصاص میده. آدم از تنهایی خودش اصلا نمی‌تونه لذت ببره. برای همین تصمیم گرفتم بعد از یک ساعت مشخص این پالس‌ها رو قطع کنم.

این دکمه خاموش رو خودم انتخاب کردم و به من جبر نشد. جالب اینه احساس سبکی می‌کنم. سبک‌تر از یک بال پرنده. فقط با آدم‌هایی ارتباط دارم که مستقیم چشمانشون رو می‌بینم. آدم‌هایی که نمی‌بینم ارتباطم باهاشون در قالب نامه میاد.

نامه یا ایمیل رو بیشتر از پیام‌رسان سریع (instant message) دوست دارم. چون گیرنده فرصت فکر کردن و انتخاب پاسخ داره. این تفکر در فرهنگ استفاده از پیام‌رسان سریع در هیچ جای دنیا جا نیفتاده. یا شاید بهتره بگم چنین فرهنگی نداره اصلا!

اینترنت بد نیست، ارتباطات عالیه و شبکه‌های اجتماعی فرصت و موفقیت هستند. فقط گاهی اوقات لازمه آدم در آسمان تنهایی خودش، ستاره‌های آرزوهاش رو رصد کنه!

ارسال دیدگاه
1
اشتراک‌گذاری

اینجا جهنم است، حقیقت مطلق

ورودی جهنم، ویرژیل دست دانته می‌گیرد و به او می‌گوید:

«امیدها را رها کن، وارد اینجا می‌شوی»
“Abandon all hope, ye who enter here”

یعنی اینجا، در جهنم، حقیقت مطلق حکم فرماست، امید و آرزویی برای گفتن و دیدن چیزی جز حقیقت نداشته باش. چرا که آدمی باید بر اساس حقایق تصمیم‌گیری کند.

در کمدی الهی، ویرژیل شاعر در برزخ و جلوی جهنم سکونت دارد. او در ماجرای ورود به ۹ طبقه جهنم، دانته را راهنمایی می‌کند.

پیشنهاد فیلم: پیش از مطالعه کمدی الهی، فیلم هفت (Seven) از دیوید فینچر را تماشا کنید.

چرا حقیقت‌ها مثل جهنم است؟

من این دنیا را به مانند یک برزخ می‌بینم. نه جهنم است نه بهشت. در بهشت چیزی جز صداقت نیست و در جهنم هم چیزی جز واقعیت و صداقت نیست. در دنیایی که زندگی می‌کنیم افراد، به دروغ پناه می‌برند و با دروغ به دنبال قانع کردن دیگری می‌روند. همچنین برای اینکه از قضاوت دیگران و نگاه اطرافیان بر خود ترس دارند، سعی در پنهان کردن واقعیت‌ها می‌کنند.

این دروغ‌ها در هر موضوعی جمع می‌شود و روزی دروازه آن باز می‌شود. دقیقا جهنم به این شکل است که شما را برای تنبیه شدن بابت دروغ‌هایتان، آماده می‌کند. در روابط عاطفی، تجاری، فردی و … وقتی ابتدا به خود سپس به دیگری دروغ می‌گوییم، یعنی خود را یک طبقه به جهنم نزدیک‌تر کرده‌ایم.

امید، دروغ یا صداقت؟

در قصه ویرژیل به دانته می‌گوید «امیدها را رها کن». امید در ذهن آدمی شکل می‌گیرد. همین امیدها سبب‌ساز دروغ‌ها برای خود می‌شود. امید بهتر شدن، امید رسیدن به آرامش، امید رسیدن به خوشبختی و هزاران امید دیگر که شاملو به زیبایی تعبیر «آدمی به امید زنده است» را برای آن به کار برد.

افراد به امید یک چیز بهتر، دروغ یا راست می‌گویند. برخی به امید فریب دادن طرف مقابل و حفظ وی دروغ می‌گویند و برخی به امید نشان دادن صداقت و حفظ شریک زندگی خود، صادقانه همه چیز را بیان می‌کنند.

ظرفیت و عزت نفس انسان‌ها برای پذیرش دروغ یا صداقت چقدر است و چه محدودیتی در زندگی انسان‌ها باعث می‌شود به جای صداقت به یکدیگر دروغ بگویند؟

در اینجا ویرژیل اشاره می‌کند امید به هرچیزی را باید در جهنم رها کرد و هر آنچه هست را بپذیریم.

تنبیه بابت دروغ و پاداش بابت صداقت

بسته به فلسفه اعتقادی و نوع زندگی، تنبیه برای پاک شدن دروغ‌ها و رسیدن به پاداش بابت صداقت، متفاوت است. در اینجا تصمیم دارم چند مثال در زمینه‌های مختلف امید بگویم:

امید به بهبود زندگی و بازار

فردی به امید افزایش قیمت طلا شروع به خرید سکه می‌کند. این فرد اولین دروغ را زمانی به خود می‌گوید که هیچ دانشی در زمینه بازار و سرمایه‌گذاری ندارد. با این دروغ به خود پیش می‌رود و سرمایه‌ها و دارایی‌های خود را به طلا تبدیل می‌کند. از آنجایی که قدرت تحلیل و پیش‌بینی آینده را ندارد، ممکن است بازار نا مطلوب شود و بابت این دروغ به خود با از دست دادن سرمایه و دارایی، تنبیه می‌شود!

نقطه مقابل کسی است که با واقعیت بازار رو به رو می‌شود و با تصمیم‌ها و تحلیل‌های درست رشد و سقوط بازار را پیش‌بینی می‌کند و سپس در زمینه طلا سرمایه‌گذاری می‌نماید. این فرد نتیجه و پاداش صداقتی که با خویش داشته را می‌بیند و به سود می‌رسد.

امید به سلامت روح و روان

انجام امور غیر اخلاقی که در ادیان با نام گناه شناخته می‌شود سبب می‌شود افراد آرامشی که به دنبال آن هستند را از دست بدهند. فردی را در نظر بگیرید که از نظر مالی در متوسط جامعه قرار دارد و از فردی دیگر که به او ثروتمند گفته می‌شود، مبلغی به امانت می‌گیرد. این فرد ضرر کرده و به خود امیدواری بخشودگی مالی از جانب طلبکار را می‌دهد. وقتی با این پاسخ مواجه نمی‌شود، باز با امید حل شدن مساله و به آرامش رسیدن اقداماتی غیر اخلاقی انجام می‌دهد که ما نام «کلاه‌برداری» از آن یاد می‌کنیم. وی اگر به دنبال جبران اشتباه خود نباشد، بدون آگاهی منتظر تنبیه می‌شود و این تنبیه یا از طریق امور قانونی یا با از دست دادن اعتبار و ارزش خود در جامعه و بازار رخ می‌دهد.

از طرف دیگر فردی در یک رابطه کاری اشتباه می‌کند و امید برای جبران آن را، بیان واقعیت‌ها می‌داند. این فرد صداقت را سرحوله کار خود می‌کند و هدف خود را کسب رضایت طلبکار، به هر شکلی، می‌کند. این رضایت می‌تواند درخواست بخشودگی باشد یا بازپرداخت بدهی به شکلی که طلبکار راضی باشد. مهم کسب رضایت است که برای آن تلاش می‌کند. پاداش او آرامش روانی و جبران خطای خود است.

امید به بهبود رابطه عاطفی

دو نفر در یک رابطه عاطفی دارای سلیقه‌ها مختلف در زمینه‌های مختلف هستند. این دو به دلایلی مانند عرف اجتماعی، ترس از بدبینی و قضاوت شدن اقدام به مخفی کردن برخی واقعیت‌ها، علایق و رفتارهای شخصی می‌کنند. این امید که با دروغ می‌توان رابطه فعلی را حفظ کرد، بیش از پیش افزایش می‌یابد. زمانی که این پنهان‌کاری‌ها برملا شود، طرفین به تنبیه و مجازات یکدیگر می‌پردازند. نتیجه اینکه یا با خشونت یا ملایمت از یکدیگر جدا می‌شوند و واژگانی مانند خیانت و عدم صداقت را به هم نسبت می‌دهند.

از طرف دیگر دو طرف بدون ترس از قضاوت شدن، هرآنچه که هست و نیست را به یکدیگر می‌گویند. این عزت نفس در میان طرفین رابطه سبب می‌شود به راحتی از علایق، سلیقه‌ها و خواسته‌های خود بگویند و با گفت‌وگوی صادقانه در این زمینه امید خود را برای حفظ رابطه بیشتر کنند. در نتیجه هم به سلیقه یکدیگر احترام گذاشته‌اند و هم به اهداف خود از رابطه رسیده‌اند و پاداش این صداقت را با آرامش می‌گیرند.

ویرژیل و دانته جلوی ورودی جهنم، اثر یان ون در استرات

حقیقت در برزخ این جهان

از شاعر و عارف بزرگ ابوالسعید ابوالخیر نقل می‌شود:

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من / وین حرف معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو / چون پرده در افتد نه تو مانی و نه من

یعنی روزی که تمام حقیقت‌ها برملا می‌شود، چیزی از من و تو باقی نمی‌ماند و این ما شدن‌ها پایان می‌یابد…

بهتر است پیش از بیان هر چیزی، فقط حقیقت و واقعیت بر زبان و دل بیاید. چرا که پس از بیان واقعیت‌ها، شما ترسی از برملا شدن آن و تنبیه شدن برای بازگشت به روشنایی و پاکی ندارید. چرا که ممکن است برای این تنبیه مجازات سختی در نظر گرفته شده باشد. رسیدن به این حد از صداقت نیازمند یک عزت نفس بسیار قویست.

در زندگی و حتی تجارت، تا زمانی که افراد با صداقت و راست‌گویی در کنار یکدیگر هستند، هیچ گناهی که نیازمند تنبیهی باشد، شکل نمی‌گیرد. بیان واقعیت‌ها بهترین راه برای رسیدن به آرامش است.

شاید برای بازگشت به همین پاکی و آرامش است که ما کودکان را تنبیه می‌کنیم!

ارسال دیدگاه
2
اشتراک‌گذاری

آیا کتاب الکترونیک و صوتی، تخریب خلاق ناشر است؟

نکته: این یادداشت در ۱۲ مرداد ۱۳۹۶
در روزنامه شرق چاپ شده است.

نگارنده این یادداشت مدت هفت سال است در زمینه فناوری اطلاعات و فضای کسب‌و‌کار الکترونیک فعالیت می‌کند و از آذرماه ۱۳۹۵ در انتشارات نسل نواندیش در مقام مدیر تجارت الکترونیک فعالیت خود را آغاز کرده است.

هم‌زمان با رشد اینترنت، بحث کتاب الکترونیک بسیار بیشتر از گذشته مطرح شد. شرکت‌هایی مانند آمازون که خود بزرگ‌ترین فروشگاه عرضه اینترنتی کتاب در دنیاست نیز به سرمایه‌گذاری در این زمینه پرداخته‌اند و کتاب‌های خود را هم به صورت نسخه چاپی و هم الکترونیک و صوتی منتشر می‌کردند.

بزرگ‌ترین پرسش پیش روی ناشران آمریکایی در سال ۲۰۰۰، مسأله‌ای بود که تا آن زمان هیچ ناشری دغدغه‌اش را نداشت:

مسأله «تخریب خلاق» و کاهش فروش کتاب چاپی، به دلیل عرضه‌ الکترونیکی کتاب!

عبارت «تخریب خلاق» که اقتصاددان اتریشی ـ آمریکایی به نام جوزف شومپیتر ابداع کرد، عبارت است از خلاقیت و نوآوری‌ای که آگاهانه صنعت فعلی را تخریب می‌کند و یک ساختار جدید اقتصادی و صنعتی ایجاد می‌نماید؛ مانند زمانی که خودرو اختراع شد و به تولید انبوه رسید و در نتیجه، تمام شغل‌های مربوط به ساخت و تعمیر گاری و همچنین بسیاری از کسب و کارهای مرتبط با اسب، همچون نعل‌بندی از میان رفت.

دهه ۸۰ و دانلود غیرقانونی

در ابتدای دهه ۸۰ بحث کتاب صوتی مطرح شد. در آن دوره، کتاب‌های ارزشمند زیادی با کیفیت بالا ضبط و وارد بازار شدند. اما از آنجاکه پلتفرم خاصی برای عرضه اینترنتی وجود نداشت و گوشی‌های هوشمند نیز تازه در اواخر دهه هشتاد وارد بازار شدند و به دست همگان رسیدند، فضایی برای کنترل کپی آثار وجود نداشت و در نتیجه، کتاب‌های صوتی به‌راحتی از اینترنت و سایت‌های دانلود غیرقانونی سر در می‌آوردند. مجموعه‌هایی مانند «نوین کتاب گویا»، «آوانامه» و «نوار» در زمینه کتاب صوتی فعالیت خود را آغاز کردند.

شواهد موجود حاکی از این امر بود که به دلیل وجود دانلود غیرقانونی و نبود بستر مشخص برای عرضه کتاب صوتی (در اصطلاح نبود قفسه اختصاصی برای کتاب صوتی در کتاب‌فروشی‌ها) این مجموعه‌ها تأثیر چندانی بر بازار نشر کتاب نداشتند. باید به این نکته توجه داشت که کتاب‌های محدودی که بسیار معروف و پرفروش شدند (و اغلب به عنوان مثالی نقض برای ادعای بالا مورد استفاده قرار می‌گیرند)، به تعداد کافی در کتابفروشی‌ها عرضه نشده بودند و خوانندگان فقط می‌توانستند نسخه صوتی و حتی بعضی مواقع غیر رسمی کتاب را پیدا کنند.

اپلیکیشن‌ها و سرویس‌های ایرانی مطالعه کتاب الکترونیک

در آن دوره کتاب‌ها به‌صورت PDF و اسکن تمام صفحات در اینترنت پخش و دانلود می‌شدند. این روند نیز به گفته برخی ناشران، تاثیر منفی بر خرید کتاب‌های چاپی گذاشت. بدین‌ترتیب که مشتریان به‌جای مراجعه به کتاب‌فروشی و خرید نسخه چاپی کتاب،فایل PDF آن کتاب را از اینترنت دانلود می‌کردند یا در سایت‌های دیگر به اشتراک می‌گذاشتند. استقبال از دانلود کتاب PDF زمانی افزایش پیدا کرد که ناشرین به سبب تغییرات قیمت دلار در ایران، مجبور شدند قیمت کتاب‌های خود را افزایش دهند و برخی خوانندگان دلخور از این افزایش قیمت، اقدام به دانلود غیرقانونی کردند.

جدا از موارد ذکرشده، وزن و نحوه حمل کتاب یکی دیگر از مشکلات تهیه کتاب چاپی است که خوانندگان و علاقه‌مندان به کتاب، همیشه با آن مواجه هستند. استفاده از فایل PDF یا حتی در دوره‌ای نرم‌افزار متن یک کتاب خاص، این مشکل را برای گروهی از خوانندگان برطرف کرد.

بدین‌ترتیب عواملی همچون قیمت، در دسترس بودن، نحوه حمل و وزن کتاب باعث شد جمعی از مخاطبان، استفاده از فایل PDF یا کتاب صوتی را به خرید نسخه چاپی ترجیح دهند.

کتاب الکترونیک: ePub

چند سالی است بسترهای عرضه کتاب الکترونیک فعالیت خود را در ایران آغاز کرده‌اند. مجموعه‌هایی مانند «فیدیبو»، «طاقچه» و «کتابراه» در ایران اقدام به عرضه قانونی کتاب الکترونیک در بستر گوشی‌های هوشمند و ویندوز می‌کنند. مزیت بزرگ این بسترها، جلوگیری از دانلود غیرقانونی و حتی کپی کتاب‌ها و انتشار در اینترنت است. همچنین فرمت کتاب‌ها به گونه‌ای است که کاربر اختیار تغییر نوع و اندازه قلم و همچنین رنگ صفحه را دارد.

آیا نسخه الکترونیک فروش نسخه چاپی را کاهش می‌دهد؟

با توجه به موارد ذکرشده و در دسترس بودن هرچه بیشتر گوشی هوشمند، گویا بسترهای محتوایی و انتشارات، بستری امن و مطمئن برای عرضه نسخه الکترونیک خود یافته‌اند. این مجموعه‌ها با رمزنگاری فایل ePUB اجازه انتقال و چاپ آن را از کاربر می‌گیرند. بدین‌ترتیب خوانندگان کتاب با دو گزینه کتاب چاپی و الکترونیک رو‌به‌رو می‌شوند.

قیمت کتاب الکترونیک به انتخاب ناشر بستگی دارد، که در ایران بین سی تا چهل درصد قیمت نسخه چاپی است. میانگین این رقم در آلمان ۸۱ درصد، ایالات متحده ۷۸ درصد، و چین ۲۶ درصد قیمت پشت جلد کتاب است. بدین‌ترتیب نسخه الکترونیک یک کتاب چاپی بیست هزار تومانی در ایران، به قیمت هفت تا هشت هزار تومان به فروش می رسد.

هرچند آمار رسمی و مستقلی در این زمینه وجود ندارد،‌ اما با بررسی آمار داخلی و غیررسمی ناشرین با این شبهه مواجه می‌شویم که شاید فروش کتاب الکترونیک، نه‌تنها به زیان کتاب‌های چاپی نباشد، بلکه فروش آن‌ها را گسترده‌تر نیز بسازد. همچنین اپلیکیشن و سرویس جدید فروش الکترونیک مانند یک فروشگاه جدید عمل می‌کند و برای انتشارات خوانندگان و مخاطبان جدیدی به ارمغان می‌آورد.

 

گزارش لس‌آنجلس تایمز از وضعیت انتشار کتاب در امریکا . منبع: انجمن ناشرین امریکا

نمودار بالا به‌خوبی نشان می‌دهد که هر کدام از بسترهای عرضه‌ی کتاب، مخاطب‌های خود را یافته‌اند. به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۶، میزان فروش کتاب الکترونیک، کمتر از میزان مشابه سال قبل شده، اما بازار کتاب الکترونیک گردش مالی یک میلیارد دلاری خود را از دست نداده است.

تعداد بسترهای فروش نسخه الکترونیک و صوتی هرچقدر بیشتر شود، تعداد بیشتری از کاربران، خواهان مطالعه کتاب در گوشی هوشمند می‌شوند و در نهایت سطح مطالعه کشور نیز افزایش می‌یابد.

از این رو با توجه به آمارهای موجود و اطلاعات به‌دست‌آمده، نسخه صوتی یا الکترونیک کتاب، تخریب خلاق کتاب چاپی نیست و پیش‌بینی‌ها حاکی از این است که حداقل صد سال آینده چنین تغییری ایجاد خواهد شد. خوانندگان کتاب هم با قیمت بسیار کمتر به محتوای کتاب دسترسی پیدا می‌کنند.

اما اگر آن روز با توجه به خواسته و نیاز کاربر، کتاب چاپی تولید نشود، چه کسی جز ناشر می‌تواند اقدام به ویرایش، تنظیم و چاپ کتاب جدید کند؟

ارسال دیدگاه
6
اشتراک‌گذاری

جواد ظریف استاد دیپلماسی آنلاین

نکته: این یادداشت اولین بار در آذر ۱۳۹۲ در
رسانه‌های اجتماعی و تروبا منتشر شده است.

چندی پیش محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه دولت ایران به یوتیوب پیوست. ویدئوها و پیامدهایی که ایشان ضبط کرده‌اند به زبانهایی فراتر از زبان فارسی و انگلیسی منتشر شده است. اما به راستی این عضویت در شبکه‌های اجتماعی چه سودی برای سیاست‌مداران به خصوص دیپلمات‌های ایرانی دارد؟
تا ۱۰ سال پیش هر سیاست‌مداری در دنیا برای انتشار سخنانش که یا حاصل تفکرات خودش یا درخواست‌های مردم کشورش بود، نیاز به گردآوری کنفرانس خبری، مصاحبه خبری با یک شبکه تلویزیونی و یاا روزنامه داشت. آنها از این طرق که نیازمند صرف زمان بسیار بود با جامعه جهانی ارتباط برقرار می‌کردند. اما از مشکلات این روش عدم دسترسی راحت مردم برای مشاهده مجدد و عدم مشاهده بازخوردهای عمومی از سخنان آنان بود.
در چند سال اخیر با عضویت سیاست‌مداران جهان در شبکه‌های اجتماعی چون فیسبوک و توییتر احساس نزدیکی بین مردم و سیاست مداران افزایش چشم‌گیری داشت به گونه‌اى که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۲ ایالات متحده کمپین رسانه‌ای باراک اوباما به خوبی توانست نظر اکثریت جوان جامعه آمریکا که عضو این شبکه‌ها بودند را به خود جلب کند.

در مرداد ماه ۱۳۹۲ محمدجواد ظریف پس از کسب رای اعتماد از مجلس شورای اسلامی فعالیت رسمی خود را در رسانه‌های اجتماعی آغاز نمود و رسانه ظریف را بدون صرف کمترین هزینه به راه انداخت.

ظریف به خوبی در فیسبوک (و امروز توییتر و اینستاگرام) با زبان مردم و جوانان ایران با آنها صحبت کرد و برای ۵۰ درصد جامعه آمریکایی که عضو توییتر هستند پیام واقتی ملت ایران را مخابره کرد و هم اکنون نیز با فعال کردن شبکه اینترنتی خود در یوتیوب صدا و سیمای مردم ایران را به گوش جهانیان می‌رساند.

بدون شک اگر این روند رسانه‌ای طی نمی‌شد بسیاری از مردم دنیا به علت عدم دسترسی به منابع واقعی دیدگاهشان نسبت به مردم و سیاست‌های جدید دولت ایران، عوض نمی‌شد.

حساب ظریف در شبکه‌های اجتماعی

توییتر (jzarif) | فیسبوک (jzarif) | اینستاگرام (jzarif_ir)

ارسال دیدگاه
3
اشتراک‌گذاری

راهکارهای ساده و ارزان برای یادگیری یک زبان جدید

هر بار که یک کتاب به زبانی غیر از فارسی دستم می‌گرفتم این جمله را به خودم یادآوری می‌کردم:

یادگیری یک زبان جدید یعنی یادگیری یک فرهنگ جدید، یک مردم جدید و یک هویت جدید!

الان که دو سالیست مشغول برگزاری تور رایگان تهرانگردی هستم، بیشتر با این واقعیت روبه‌رو شدم. از هر مردم و هر کشوری یک فرهنگ جدید می‌شود یاد گرفت. درست است که بیشتر گفت‌وگوها به زبان انگلیسی می‌باشد اما حتی نحوه تلفظ و بیان یک واژه در زبان کردیِ سورانی و یا روسیِ اوکراین و یا آلمانیِ سوئیس، می‌تواند نوع تفکر مردم آن جامعه نسبت به آن واژه و فرهنگ را به ما نشان بدهد.

به نظرم همیشه ترس از سخت بودن، ترس از اشتباه کردن و در نهایت، نداشتن اعتماد به نفس و عزت نفس، جلوی این یادگیری را گرفته است. من با اینکه دانش زبان انگلیسی‌ام خیلی خوب نیست تلاش کردم آلمانی را یاد بگیرم. عربی را هم خودم یاد گرفتم. همزمان کمی سراغ روسی و کردی رفتم. شاید زبان بعدی که به دنبال کشف آن بروم، اسپانیایی باشد. اما هنوز جرات نزدیک شدن به فرانسه را ندارم!

چگونه و با چه راهکاری به سراغ یادگیری یک زبان جدید می‌روم؟

۱ – نترسید و خجالت را فراموش کنید

نمی‌دانم چند بار congratulation را اشتباه تلفظ کرده‌ام. حتی در آلمانی با لهجه ترکی آلمان ich (به جای ایش، ایخ گفته‌ام) گفته‌ام! حتی واژه‌های خیلی ساده‌تر و روزمره را، اما هر بار در کمال احترام فرد مقابل تلفظ صحیح را به من یادآور شد و من از او بابت این کمک تشکر کردم. واقعیت یادگیری زبان همین است. به هیچ عنوان از بیان اشتباهات نترسید. شما که متولد لندن و برلین و قاهره نیستید. طبیعی است وقتی تصمیم به یادگیری زبان آن مردم می‌گیرید، اشتباهاتی داشته باشید.

مگر کسانی که لهجه محل زندگی خود را حفظ می‌کنند، برای فارسی صحبت کردن با آن شیرینی، باید خجالت بکشند؟ آیا لرها، دزفولی‌ها، رشتی‌ها، آذری‌ها، اصفهانی‌ها، یزدی‌ها، بلوچ‌ها و دیگر مردم این کشور با زبان محلی خود، باید بابت فارسی صحبت کردن با لهجه خود، خجالت بکشند؟

پیشنهاد دوستانه: اگر دوستانتان، بابت زبان مادری، که خود حقی در انتخاب آن نداشته‌اید، شما را تمسخر می‌کنند، بهتر است به آن‌ها یادآور شوید شما اینگونه هستید.

 

۲ – با ادبیات و دستور زبان فارسی آشنا باشید

پیش‌نیاز یادگیری زبان جدید، یادگیری زبان مادری و زبان رسمی خود است. وقتی دستور زبان و ادبیات خود را بدانید، بهتر می‌توانید معادل‌سازی دستور زبان دیگری را در ذهن انجام دهید. درک شعر و ادبیات آن زبان نیز آسان‌تر می‌شود. برای یادگیری مقدمات زبان فارسی کافیست به ادبیات دوره دبیرستان مراجعه کنید و همچنین مقالات و یاداشت‌های روزنامه‌ها را مطالعه نمایید. برای درک بهتر این موضوع و اهمیت آن پیشنهاد می‌کنم حتما این ویدئو کنفرانس تد از خانم سوزان تلحوق را ببینید:

۳ – فرهنگ و آداب اجتماعی آن مردم را یاد بگیرید

زمانی من با شدت بیشتری توانستم به سراغ انگلیسی بروم که دیگر منابع فارسی اطلاعات کافی را در مورد شخصیت شرلوک هلمز به من ندادند! مجبور شدم به انگلیسی اطلاعات بیشتری به دست بیاورم. در همین جستجوها با فرهنگ تور پیاده‌روی جک قاتل در لندن آشنا شدم!‌ یک فرهنگ جالب که برای من تازگی داشت.

در جستجو برای زبان عربی با تلفظ گچ‌پژ در لهجه‌های عربی نیز آشنا شدم؛ جالب این‌که همیشه به ما گفته می‌شد عرب‌ها گچ‌پژ را تلفظ نمی‌کنند ولی مصری‌ها جمال عبدالناصر را گمال عبدالناصر می‌خواندند. در خلال یادگیری آلمانی با فرهنگ کسب و کار در آن کشور آشنا شدم: نحوه نگارش قراردادهای تجاری و اهمیت اقتصاد در غرب و فرهنگ لذت بردن از زندگی در آخر هفته و دنبال هنر رفتن.

همه این موارد نه تنها برای شخص من مفید بود بلکه به اشتیاق برای یادگیری زبان دیگر و ساده کردن آن یادگیری کمک کرد.

تصویری از تور جک قاتل در لندن از Strawberry tours

۴ – موسیقی و فیلم آن زبان‌ها و کشورها را ببینید

بعد از سه ماه که آلمانی کار کردم وقتی فیلم Gloomy Sunday را دیدم، در کمال تعجب بسیاری از کلمات و جملات را به‌راحتی متوجه می‌شدم. به این صورت که معنی کمی برام گنگ بود ولی احساس کردم به راحتی می‌توانم متوجه واژه‌ها شوم! این ماجرا این بار با فیلم Das Liben der Anderen تکرار شد!

برای موسیقی هم ماجرا همین طور بود. جذابیت ماجرا آن قدر برای من زیاد شد که سعی کردم از ان پس اول به موسیقی آن زبان گوش کنم سپس به دنبالش بروم. این بار با روسی و عربی آزمایش کردم. آهنگ‌های خواننده روسی «تینا کرول» و خوانندگان بزرگ جهان عرب و مصر، «ام کلثوم» و «عبدالحلیم حافظ» را شنیدم. برای یادگیری بهتر ترجمه آن‌ها هم که شده شروع به یادگیری زبان‌ها کردم.

شاید بی‌دلیل نباشد که پس از شنیدن چند باره موسیقی‌های گروه Gipsy Kings به یادگیری اسپانیایی بیشتر علاقه‌مند شده‌ام. همچنین بی‌دلیل نیست که آموزشگاه‌های زبان ترکی استانبولی، به واسطه فیلم‌های ترکی، چند سال اخیر رونق خوبی پیدا کرده‌اند.

ترجمه آهنگ معروف عربی علی حسب وداد عبد الحلیم حافظ از Musixmatch

۵ – از ابزارهای آنلاین و اپلیکیشن‌ها استفاده کنید

استفاده از سرویس‌های آنلاین یادگیری زبان در حال حاضر رو به گسترش است. من از هر ابزاری برای یک کار استفاده می‌کنم. در اینجا سه سرویس را معرفی می‌کنم.

  • Lang-8 – این سرویس ژاپنی برای شما بستر نگارش و ویرایش دستوری را فراهم می‌آورند. مثلا شما برای یادگیری زبان فرانسه اقدام می‌کنید. یک متن و یادداشت به فرانسوی می‌نویسید، یک عضو سایت که زبان مادری او فرانسوی است اقدام به اصلاح نوشته شما می‌کند. همچنین برای شما ایرادات نگارشی را توضیح می‌دهد.
  • Duolingo – شاید بهترین اپلیکیشن یادگیری رایگان زبان دوم، دولینگو باشد. پیش‌نیاز این برنامه فقط زبان انگلیسی در حد متوسط است. با یک روند شبیه به بازی شروع به یادگیری زبان مورد علاقه خود کنید.
  • Google Translate – بدون شک یک بار از این برنامه استفاده کرده‌اید. من برای کمک به شنیدن و درک بهتر تلفظ‌ها از مترجم گوگل استفاده می‌کنم. در بسیاری از مواقع با چالش تلفظ درست کلمات روسی رو‌به‌رو هستم. برای این منظور بهترین گزینه را مترجم گوگل می‌دانم.

iStockphoto

پیشنهاد ویژه: با آن زبان فکر کنید!

برای یک ساعت هم که شده در ذهن خود با زبانی که می‌خواهید، فکر کنید. مثلا به زبان آلمانی. هر جا هر کلمه‌ای را نمی‌دانستید از معادل فارسی آن استفاده کنید. یک تعریف جالب از زبان مادری می‌گوید «زبان مادری شما زبانیست که با آن فکر می‌کنید!»

در واقع نحوه فکر کردن شما به رشد آن زبان کمک شایانی می‌کند. این‌که می‌گویند یک فرد شش ماه در یک جامعه باشد زبان آن جامعه را یاد می‌گیرد دقیقا درست است. اگر هم توریستی می‌بینید سعی کنید به زبان آن‌ها (حتی انگلیسی) فکر کنید و به او پاسخ دهید. من عربی را در گفت‌وگو با یک دوست عراقی که او هم تمایل به یادگیری انگلیسی داشت، یاد گرفتم!

 

پ.ن: در تصویر اصلی یادداشت، کره زمین به زبان روسی را می‌بینید. و کشور زیبای Иран

نظر شما چیست؟

شما از چه روشی برای یادگیری یک زبان جدید کمک می‌گیرید؟

ارسال دیدگاه
7
اشتراک‌گذاری

گردشگرانی که به خوزستان نمی‌آیند!

نکته: این یادداشت در ۵ دی ۱۳۹۳
در روزنامه آبادان نو چاپ شده است.

مدتیست به فعالیت تورگردانی مشغولم. به صورت یک سرگرمی و تفریح به آن نگاه می‌کنم.

بخوانید: چرا تور رایگان تهرانگردی؟

نکته جالبی که در گفت و گو با این گردشگران در خصوص برنامه سفر و گردشگری‌شان متوجه شدم این بود که از ایران شهرهای تهران، اصفهان و شیراز و گاهی کیش و رشت را می‌شناختند و تقریبا تمام آن افراد از شرق و غرب ایران بی اطلاع بودند!‌ و نکته عجیب‌تر اینکه از شهرهای استان‌های غربی و شرقی کشور مثل کردستان، خوزستان، آذربایجان،‌ سیستان و بلوچستان به واسطه همسایه‌ها، ترس داشتند!

اکثر این گردشگران از کشورهای فرانسه، آلمان،‌ لتونی، روسیه، ترکیه، هلند، سوئد،‌ سوئیس و ژاپن به ایران آمده بودند. در مورد اصفهان بسیار مشتاق دیدار سی و سه پل،‌ کلیسای وان، میدان نقش جهان، هتل شاه عباسی و دیگر مکان‌های فرهنگی و تاریخی این شهر بودند و در خصوص شیراز هم بیشتر به حافظیه، سعدیه، تخت جمشید و مکان‌های تاریخی علاقه‌مند بودند.

فروردین ماه امسال [۱۳۹۳] بود که رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از رشد ۱۵۰ درصدی گردشگران خارجی به ویژه اروپاییان در نیمه دوم فروردین ماه سال جاری در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته خبر داد.

به گزارش ایرنا، مسعود سلطانی‌فر در مراسم امضای تفاهمنامه همکاری میان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و معاونت علمی فناوری ریاست جمهوری گفت: بسیاری از هتل های شهرهای بزرگ کشورمان مثل اصفهان و شیراز تقریبا تا ۲ ماه آینده رزرو هستند و جای خالی ندارند.

چرا گردشگران به استان خوزستان نمی‌آیند؟

ضمن خوشحالی بابت این افزایش جذب گردشگر برای کشور زیبایمان ایران، باید پرسید پس جای خوزستان و دیگر استان‌های زیبا کجاست و چرا اکثر این افراد تصمیمی برای سفر به این استان‌ها ندارند؟

استان خوزستان به واسطه موقعیت جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی و تاریخی که دارد دارای میراث گسترده فرهنگی، تاریخی، مردم شناسی می‌باشد. اگر دقت کرده باشید شمال و شرق خوزستان بیشتر دارای میراث طبیعی و تاریخی بوده و بخش جنوبی این استان میراث تاریخی و آثار یادمان دفاع مقدس را در خود جای داده است. با توجه به تاسیس منطقه آزاد اروند در جنوب خوزستان، شهر‌های آبادان و خرمشهر پتانسیل لازم برای روفق اقتصادی و جذب سرمایه خارجی را دریافت نموده‌ است. از طرفی با استفاده از شیوه‌های مدرن گردشگری مثل توریسم درمانی و … می‌توان در زمینه‌های مختلف گردشگران را به ورود به این منطقه خوزستان ترغیب نمود.

با یکی از گردشگران که به مدت ۲۲ روز در ایران بود صحبت کردم و از او پرسیدم آیا «به خوزستان و شهر شوش، که یکی از نخستین مراکز تمدن دنیاست، سفر کرده‌ای و بنای زیگورات چغازنبیل را دیده‌ای؟» که در کمال تعجیب به من گفت «سوزا یا شوشا؟ کجاست اینجا و اصلا نمی‌دانستم

نکته مهم این است که اصلا گردشگران نمی‌دانند. نه تنها گردشگران خارجی نمی‌دانند بلکه بسیاری از دوستان ما که در ایران زندگی می‌کنند و به این استان سفر نکرده‌اند، تصورشان از خوزستان بیابان‌های گرم و مخروبه‌های جنگ است! به راستی این عدم اطلاع مخاطبین و علاقه‌مندان، ضعف اطلاع‌رسانی نهادهای مربوطه و مسئولین در زمینه میراث فرهنگی، به شیوه مدرن و به واسطه اینترنت را نمایان می‌کند.

اطلاع‌رسانی ناکارآمد!

چه بخواهیم چه نخواهیم متاسفانه مسئولین گردشگری در حق میراث فرهنگی، طبیعی و تاریخی این استان بسیار کم لطفی کرده‌اند و به جز معدود افرادی که اکثر آنها پیش از انقلاب به خوزستان آمده‌اند دیگران آشنایی با این استان ندارند. خاطرم است مهر ماه در اندیمشک بودم و با یک زن و شوهر گردشگر آلمانی دیدار داشتم. از آنجا که هیچ توجهی بدان‌ها نمی‌شد و اصلا اطلاعاتی در خصوص این شهرستان نداشتند پس از دو روز اقلامت در هتل به تهران بازگشتند! 

صنعت گردشگری صنعت هزاره سوم نامگذاری شده است چرا که هم اکنون با پیشرفت ارتباطات و زیر ساختهای مسافرتی در اکثر کشورهای جهان این صنعت بسیار بیشتر و راحت‌تر از قبل بوی منفعت و سود می دهد. با توجه به تلاش‌های دولت در جهت کاهش تنش‌های بین المللی و همچنین مشاهده افزایش آمار ورود گردشگران به ایران از سویی و از سوی دیگر نمایش امنیت کشور ایران در مقایسه با همسایگان، همه و همه به افزایش ورود گردشگر به کشور کمک می‌کند. اما مساله مهمتر معرفی جاذبه‌های گردشگری کشور به این افراد است و باید مسئولین استان خوزستان تدابیری بیندیشند تا هرچه سریعتر شاید افزایش و رشد ورود گردشگر به این استان زیبا باشیم.

تصویر: طبیعت زیبای منگره . اندیمشک . خوزستان . عکس از عباس ملک حسینی

ارسال دیدگاه
1
اشتراک‌گذاری

چرا تور رایگان تهرانگردی؟

در تهران تنها بودم. به گالری‌گردی، کشف نقاط و تاریخچه شهر علاقه داشتم اما دوستی نبود که با من همراه باشد. پس تصمیم گرفتم از توریست‌ها برای این کار استفاده کنم و در نتیجه پروژه تور رایگان تهرانگردی با عباس آغاز شد.


همه ما باور داریم که یادگیری یک زبان جدید یعنی یادگیری یک فرهنگ جدید. اما این فرهنگ جدید دقیقا زمانی برای ما به خوبی ملموس می‌شود و در مورد آن می‌توانیم با قدرت تمام صحبت کنیم که در دل مردم آن فرهنگ قرار گرفته باشیم و سعی کنیم با تمام وجود به یادگیری آداب آن فرهنگ بپردازیم.

یکی از علایق من یادگیری زبان جدید و ارتباط با افراد جدید می‌باشد. شاید از نوار توضیحات وبلاگم یا نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی متوجه این موضوع شده باشید. تصمیم دارم ماجرای پروژه تور رایگان تهرانگردی را برای شما بنویسم. چرا این پروژه شروع شد، اشکالات و ایرادات آن چه هستند و به کجا خواهد رسید. و در نهایت چرا تور رایگان تهرانگردی گفته شد؟

مقدمه و تاریخچه

یکی از بهترین راهکارهای یادگیری فرهنگ و آداب ملت‌های دنیا، گفت‌وگوی مستقیم با مردم آن دیار می‌باشد. من برای این گفت‌وگوی مستقیم، کوچه و خیابان‌های تهران و نمایشگاه‌ها و مکان‌های دیدنی آن را در نظر گرفتم. مکان‌هایی که شاید هیچگاه به تنهایی به سراغ آن‌ها نرویم. از خانه موزه مقدم گرفته تا کوچه پس کوچه‌های خیابان ولیعصر تا شهرک سینمایی غزالی و مرکز غذاخوری پالیزی!

شهریور ماه ۱۳۹۴ تصمیم گرفتم با گروهی از دوستان هنرمند و علاقه‌مند به آثار هنری و تاریخی شهر تهران، اقدام به برگزاری این سری تورها کنم. ورود به این تورها آزاد بود و هر کس هزینه مورد نیاز برای خود را پرداخت می‌نمود. من فقط مسئولیت هماهنگی و راهنمایی دوستان را به عهده داشتم.

 

 

 

کم کم مهمانان خارجی به تورها اضافه شد. دوستان ایرانی زمان مشخصی برای برگزاری تورها نداشتند و نظم خاصی نداشت. تصمیم گرفتم این تور را بر میهمانان خارجی متمرکز کنم. از آنجایی که زندگی ما با اینترنت گره خورده است تصمیم به راه‌اندازی یک وبسایت برای این تور گرفتم. ابتدا یکی از صفحات همین وبلاگ بود و سپس وبسایت http://FreeTehranTour.ir برای آن انتخاب شد.

نام این تورها به ‌Free Tehran Walking Tour تغییر کرد. تور پیاده روی یک سبک ساده و چند ساعته تور می‌باشد که مسافران برای درک بهتر کشور مقصد از آن استفاده می‌کنند. اکثرا هم این تورها رایگان می‌باشند. تور پیاده روی تهرانگردی، اغلب پنجشنبه و جمعه انجام می‌شود و مدت آن بین ۳ تا ۵ ساعت است. برای من جذاب‌ترین بخش موضوع سئو سایت بود. گوگل

مزایا و فواید

مزایای این پروژه به دو بخش تقسیم می‌شوند که از ابتدا نیز به دنبال آن‌ها بودم.

بخش اول مروبط به یادگیری فرهنگ جدید، پیدا کردن دوستانی از سراسر دنیا و با زمینه‌های مختلف است. همچنین در طول برگزاری این تورها، با زبان‌های بیشتر و تلفظ بهتر واژگان انگلیسی آشنا شدم.

بخش دوم مربوط به اطلاعات عمومی فردیست. برای نمونه از کنار خیابان حافظ گذشتیم و من باید در مورد فرهنگ ادبیات ایران، شعرای بزرگ و سبک اشعار آن‌ها توضیح می‌دادم. جستجو در مورد این موارد تا جایی که حتی بتوانم در مورد معماری شهر تهران به میزان کمی صحبت کنم، برای من جذاب است.

مشکلات شناسایی فرهنگ

بزرگترین مشکل در گفت‌وگو و تورهای پیاده روی برای من، سختی توضیح در خصوص شخصیت‌های ایرانی هست. اصولا چون از زاویه فرهنگ و هنر وارد تبادل اطلاعات می‌شوم، معرفی سینما، هنر نقاشی و مینیاتور،‌ صنایع دستی و موسیقی ایران بهانه بسیار خوبیست. اما در همه بخش‌ها با مشکل شناسایی درست مواجه هستم! برای نمونه یک نفر از لهستان عاشق سینمای ایران بود. هیچ سینمایی که فیلم‌های برتر ایرانی با زیرنویس انگلیسی نمایش دهد پیدا نکردیم!

زیرساخت‌های جذب توریست همین موارد ساده است. تنها منبعی که من توانستم به خوبی به معرفی استاد شجریان (پس از شنیدن آثارشان و لذت بردن مهمانان) بپردازم، وبسایت رادیو ملی آمریکا بود!

یکی دیگر از مشکلات بزرگ برای مسافران، درک مساله تعارف ایرانی می‌باشد. یک توریست سوئیسی به شوخی به من گفت: !Stop this No and No and Noes

 

 

 

 تور پیاده روی جک قاتل در لندن!

آیا برای شما که داستان جک قاتل را خوانده‌اید قدم زدن در خیابان‌های لندن مانند جک برایتان جذاب نیست؟ این تورها در لندن برگزار می‌شود و روزانه ساعت ۷ شب به مدت ۱ ساعت و ۴۵ دقیقه انجام می‌شود. لازمه چنین تورهایی، معرفی فرهنگ و ادبیاتی چون جک قاتل و شرلوک هلمز در سطح جهانی می‌باشد.

برای شهر تهران من به رخدادهای برخی خیابان‌ها اشاره می‌کنم. خیابان کریم‌خان زند، بلوار کشاورز، میدان ولیعصر، میدان تجریش، رخدادهای خیابان انقلاب، میدان فردوسی و غیره. اما مشکل اصلی این عدم شناخت می‌باشد!

نتیجه مثبت

این مجموعه تورهای آخر هفته‌ای برای من بیشتر جنبه سرگرمی و آموزش فرهنگ و آداب جدید دارد. همچنین برای توریست‌ها پیاده روی در خیابان‌های تهران، گپ زدن با مردم و دیدن فرهنگ ایرانی بسیار جذاب است. اکثرا هم به واسطه همین وبسایت تور رایگان تهرانگردی من رو پیدا می‌کنند. سعی می‌کنم در اینستاگرام در خصوص برخی از این تورها بنویسم.

تا به حال با مسافران و توریست‌هایی از کشور های مراکش، آلمان، سوئیس، ماداگاسکار، فرانسه، هند، ژاپن، چین، هلند، روسیه، اوکراین، برزیل، لهستان، سوئد و ترکیه دیدار داشته‌ام.

خوشحال می‌شوم نظر خود را برای من بنویسید و سوالاتان را از طریق صفحه تماس و یا تلگرام abbasm@ ارسال کنید.

ارسال دیدگاه
6
اشتراک‌گذاری

پشت پرده کودتای سیا در گوآتمالا

سرعت انتشار مطالب در توییتر باعث می‌شود روز به روز به جذابیت این شبکه افزوده شود. به همین دلیل مطالب راحت‌تر و سریعتر در این جامعه نوشته و منتشر می‌شود. از این پس تصمیم دارم مطالبی را که در توییتر می‌نویسم را کمی اصلاح کرده و در وبلاگم منتشر کنم. چرا که در توییتر برای مدت محدودی این مطالب قابل دسترسی است اما در وبلاگ برای همیشه قابلیت جستجو و دیدن را خواهند داشت.

نکته: اینجانب مخالفت و یا موافقتی با سیاست‌های دولت آمریکا ندارم و فقط به روایت تاریخ می‌پردازم. اعتقاد دارم از سال ۱۷۸۹ که دولت ایالات متحده آمریکا رسما تشکیل شد، تا به امروز، آزمون و خطاهای زیادی را در حکومت و کنترل جامعه پشت سر گذاشته است. برخی از این تجارب بسیار وحشتناک بود و برخی بسیار مفید و به همین دلیل دیگر کشورها به خوبی می‌توانند از این آزمون و خطاها استفاده کنند. هدفم از این یادداشت بیان بخشی از تاریخ و کمک به تحلیل بهتر وضعیت امروز جهان می‌باشد.

خواندن تاریخ و کشف زوایای پنهان رخدادها به خصوص زمانی که اطلاعات آن رخدادها از حالت طبقه‌بندی محرمانه خارج می‌شود، کمک بزرگی به تحلیل‌های ما می‌کند. در روانشناسی و مدیریت اجماع مبحثی به منظور کنترل جامعه و عوام توده‌های مردم وجود دارد. یکی از اولین پیشگامان این مکتب روانشناس معروف زیگموند فروید بود.

فروید معتقد بود انسان‌های دارای نیروهای غریزی غیرقابل کنترل هستند و باید حکومت‌ها با محدود کردن آن‌ها این نیروها را کنترل کنند. چرا که اگر این نیروها کنترل نشود می‌تواند عواقب خطرناکی به بار بیاورد. بهترین مصداق فروید هم جنگ جهانی اول بود.

ادوارد برنیز خواهرزاده زیگموند فروید بود. یوزف گوبلس وزیر پروپاگاندای رایش سوم فعالیت او را ستایش می‌کرد.

ادوارد برنیز خواهرزاده زیگموند فروید بود. یوزف گوبلس وزیر پروپاگاندای رایش سوم فعالیت او را ستایش می‌کرد.

اما روانشناسی که بیشترین استفاده را از این نظریه نمود، ادوارد برنیز، خواهرزاده فروید بود. او که در آمریکا زندگی می‌کرد پس از یک سفر به اروپا تصمیم گرفت حرفه پروپاگاندا را در آمریکا راه‌اندازی کند. پروپاگاندا در واقع خبررسانی عقاید و نظریات حکومت به توده‌های مردم به منظور کنترل افکار آن‌ها بود. از آنجا که آلمانی‌ها از واژه پروپاگاندا استفاده می‌کردند برای آمریکا بار منفی داشت. بدین منظور واژه جدید شورای روابط عمومی اختراع شد.

منافع کمپانی یونایتد فروت در خطر می‌افتد

شاید برای شما عجیب باشد، اما در دوران استعمار نام برخی کشورها در دنیا فراموش شد و نام شرکتی که آن کشور را در کنترل خود داشت، بر روی آن کشور نهاده شد. کمپانی‌هایی مثل هند شرقی، صنایع نفت بی‌پی، شرکت بانانا و … در آفریقا و آمریکای جنوبی و مرکزی، سال‌ها به بهانه اقتصاد به غارت مردم کشورهای فقیر و استعمار آن‌ها پرداختند.

بعد از چندی اعتصاب در می گیرد و وکلای محلی در دادگاه آن ها را با حیله شکست می دهند. همچنین کارگران به دیوان عالی پناه می برند که دیوان عالی آن ها را دارای صلاحیت نمی‌داند و سپس اعلام می کند:

شرکت موز هرگز کارگری را استخدام نکرده است!

— گارسیا مارکز، گابریل، صد سال تنهایی

پیشنهاد مطالعه: نگاهی به تاریخچه فعالیت شرکت‌ها از سال ۱۶۰۰ تا ۲۱۰۰!

نفوذ اقتصاد در جنگ، سیاست و فرهنگ یک جامعه

در دوران جنگ سرد، آمریکای جنوبی و مرکزی به حیاط خلوت دولت ایالات متحده آمریکا تبدیل شده بود. احتمال نفوذ شوروی و دشمن در این منطقه تقریبا غیر ممکن بود. پس از جنگ جهانی دوم، در بین مردم آمریکا تصور جنگ با شوروی به خصوص به واسطه وجود بمب اتمی قوت یافته بود. به همین دلیل ترس و اضطراب از وجود دشمن روز به روز در میان مردم آمریکا افزایش می‌یافت و به یک مساله مهم برای دولت تبدیل شده بود. ادوارد برنیز، پیشتر به خاطر کمک به شرکت‌های تجاری و سیگاری کردن خانم‌ها در جامعه سیاست‌مداران ایالات متحده معروف شده بود. ولی اعتقاد داشت این ترس از دشمن برای کنترل بهتر توده‌های مردم، لازم است. لوگو توییتر

در گوآتمالا شرکت یونایتد فروت که به جمهوری بانانا (موز فروش) معروف بود، قدرت را در دست داشت و بر همه بخش‌های این کشور نفوذ می‌کرد. سال ۱۹۵۰ در پی یک انتخابات دولت قانونی ژنرال جاکوبو آربنز بر سر کار آمد. این دولت به دنبال محدود کردن قدرت کمپانی بود و در سال ۱۹۵۳ قول داد تا زمین‌های کمپانی را تصاحب و مصادره کند. مردم گوآتمالا از او حمایت کردن اما شرکت یونایتد فروت یک فاجعه در پیش روی خود می‌دید. برنیز بهترین فرصت را برای اثبات نظریه دشمن خود، این زمان دید. لوگو توییتر دولت آیزنهاور پس از ترومن در حال از دست دادن یکی از بهترین شرکای اقتصادی خود بود. اما مردم آمریکا ظرفیت حمله مستقیم و یک جنگ جدید را نداشتند. لوگو توییتر

دولت دست به دامان پدر روابط عمومی شد. برنیز تصمیم گرفت به واسطه رسانه‌ها، دولت آربنز را کمونیستی و متحد شوروی جلوه دهد. برای مردم آمریکا نفوذ دشمن تا حیاط خلوت خود قابل قبول نبود. به همین دلیل افکار عمومی خواهان تغییر حکومت دشمن در همسایگی خود می‌شد. لوگو توییتر

موقعیت جغرافیایی گوآتمالا و فاصله آن با ایالات متحده آمریکا

موقعیت جغرافیایی گوآتمالا و فاصله آن با ایالات متحده آمریکا – ویکی‌پدیا

مقدمات کودتا و آماده سازی مردم برای تغییر

برنیز سفارش شرکت یونایتد فروت و دولت وقت آمریکا را قبول کرد. تصمیم گرفت دولت گوآلمالا را به مرزهای آمریکا نزدیک کند. به گونه‌ای که این کشور را دشمن و تهدیدی برای دموکراسی آمریکایی نشان دهد. بدین ترتیب شرکت را از یک طرف ماجرا کنار می‌گذاشت و مساله را بین ۲ دولت و تهدید ارزش‌های دموکراسی خواهی آمریکا، نشان می‌داد.

با این که آربنز یک سوسیال دموکرات بود اما هیچ‌گونه رابطه‌ای با شوروی نداشت. لوگو توییتر برنیز گروهی از روزنامه‌نگاران پر نفوذ آمریکایی را به گوآتمالا دعوت نمود. البته اکثر این روزنامه‌نگاران چیز چندان زیادی در خصوص وضعیت سیاست در این کشور نمی‌دانستند! برنیز از آن‌ها پذیرایی کرد و با گروهی از سرمایه‌داران و سیاست‌مداران گوآتمالاییایی که باور به کمونیست بودن آربنز داشتد، دیدار کردند. حتی یک تظاهرات خشونت‌بار ضدآمریکایی در پایتخت این کشور ترتیب داده شد. او توانست رسانه‌ها را متقاعد کند که شوروی از طریق گوآتمالا تصمیم به ساخت یک پایگاه نظامی در نزدیکی آمریکا دارد. لوگو توییتر

به گفته بعضی از دوستان برنیز، وی قربانی توطعه آمریکا و سیا علیه دولت آربنز شد! هنوز سندیت این مساله مشخص نیست اما هرچه باشد، وی مقدمات کافی برای تغییر حکومت گوآتمالا را فراهم نمود.

سازمان CIA به کمک شرکت یونایتد فروت، یک ارتش محلی آموزش داد و سرهنگ کارلوس کاستیلو آرماس را به عنوان رییس دولت بعدی گوآتمالا انتخاب نمود. لوگو توییتر در حالی که هواپیماهای ایالات متحده شهر گوآتمالا را بمباران می‌کردند، ادوارد برنیز در رسانه‌های آمریکا تبلیغات خود را گسترش داده بود و عملیات را آزادسازی گوآتمالا و انقلاب مردمی معرفی نمود!

در تاریخ ۲۷ ژوئن ۱۹۵۴ ژنرال آربنز از کشور فرار کرد و آرماس به عنوان رهبر جدید وارد شد. ماه‌های بعد نیکسون در یک سفر به گوآتمالا رفت و ادعا شد مدارکی از ادبیات کمونیستی در کاخ ریاست جمهوری پیدا شد.

نیکسون در این سخنرانی گفت:

این اولین بار است که یک دولت کمونیستی به دست مردم، سرنگون می‌شود و به همین علت به شما و مردم گوآتمالا تبریک می‌گویم!

در سال ۱۹۵۳ ایالات متحده آمریکا علیه دولت قانونی دکتر مصدق، کودتا کرد. اسناد این کودتا هنوز به صورت کامل از حالت محرمانه خارج نشده‌اند.  لوگو توییتر

منابع:

  • اسناد خارج شده از طبقه‌بندی سیا در خصوص کودتاها
  • تاریخچه کشور گوآتمالا
  • زندگی‌نامه ادوارد برنیز و تاثیر روانشناسی بر دنیا
  • مستند The Century of the Self به کارگردانی Adam Curtis
ارسال دیدگاه
12
اشتراک‌گذاری