نقدی بر نمایش شازده احتجاب به کارگردانی افشین زمانی
دیالوگهای سنگین، تند و کوبنده به همراه بازی سریع نور و چرخشهای صحنه، ویژگی بارز آثار افشین زمانی است. با افشین زمانی از نمایش «هاری یا سرگذشت مردی که به هنگامه تولد هر دو دستش پر از خون بود» آشنا شدم. این نمایش در تماشاخانه شهرزاد برگزار شد هماهنگی، تعداد بازیگران، مهارت دیالوگگویی، اکتهای بسیار سریع، آوازهای دلنشنین و در نهایت داستان و قصه عمیق منو جذب خودش کرد. بعد از آن نمایش «الف غین میم یا همه چشمها برای او» و «شازده اجباری» را تماشا کردم و امسال نمایش «شازده احتجاب». قبل از هر صحبتی به شما پیشنهاد میکنم حتما این اثر را تماشا کنید. این نمایش در چهل و دومین جشنواره تئاتر فجر نامزد جوایز زیادی شد.

رمان شازده احتجاب نوشته هوشنگ گلشیری سال ۱۳۴۸ چاپ شد. بهمن فرمانآرا یک فیلم با بازی جمشید مشایخی و فخری خوروش در این خصوص ساختند و افشین زمانی نمایش این رمان را به صحنه آورد. زمانی به متن رمان بسیار وفادار بود و بر خلاف نمایش قبلی «شازده اجباری» که اقتباسی از همین داستان بود، این نمایش بیشتر و بیشتر به اصل داستان و ابعاد شخصیتها نزدیکتر شد.
من بزرگترین نقطه قوت زمانی را دیالوگنویسی میدانم. دیالوگها انرژی بسیار زیادی از بازیگر میگیرد و تمرین فراوان و مهارت بسیار زیادی لازم دارند. بازیگرانی که زمانی با آنها کار میکند به راستی به نقشی که بازی میکنند باور دارند و شما احساس تظاهر کردن در آنها نمیبینید. برای نمونه مهسا ظهیری بازیگر توانمند با صدای فوقالعاده گرم و گیرای خود شخصیت خود را با شکوه تمام اجرا میکند و شما حتی اگر لحظهای ذهنتان از صحنه دور شود، با قدرت جادویی صدای وی به داستان بر میگردید. نوع نگارش دیالوگهای زمانی قدرت بالای صدا برای بیان را نیاز دارد. در نگارش دیالوگها شما نوعی عروض شعری را در نثر مشاهده میکنید. فضایی که با ادبیات سینمایی علی حاتمی هم احساس میشود. شاید ما آخرین نسلی باشیم که به این شیوه گفتمان فارسی را در هنر نمایشی هم عصر خود میبینیم!
با توجه به نمایشهای قبلی که من از افشین زمانی دیدهام، کم شدن اجراهای همزمان بازیگران مشهود است. این کم شدن را بیشتر از اینکه ضعف کارگردانی ببینم، به نظرم ضعف سرمایهگذاری در صنعت نمایش است. سادهتر شدن دکور، کوچکتر شدن سالن نمایش و کم شدن سانسها گویای این وضعیت هستند. به نظرم برای بازیگرانی با چنین مهارتی که هر سال حرفهای تر نیز میشوند، این وضعیت واقعا دردناک است.
یکی دیگر از نکات جالب این نمایش خلاقیت برای انتخاب بازیگر زن به عنوان شخصیت کودکی خسرو خان بود! با توجه به داستان و بیان احساسات شما کاملا متوجه حسن این انتخاب میشوید. گریههای عمیق بازیگران شدت تراژدی و غمنامه داستان را به اوج میرساند. اما اجازه دهید اینجا یک نقد به سطح کیفی مخاطبین نمایش بکنم. متاسفانه در چنین نمایشهای تراژدیک و دراماتیکی بارها مشاهده میشود برخی از مخاطبین هدفشان از مراجعه به تئاتر یک تفریح خوشگذران و نمایش کمدی است! برای مثال دو شخصیت داستان کاراکترهای کم عقل و نادانی دارند. افشین زمانی به خوبی این کاراکترها را با رفتار کم خردانه نشان داد، اما برای برخی مخاطبین کمدی دیده شد و صدای خندههای بی معنی این افراد باعث برگشتن سر عمده تماشاچیان شد!
زمانی به خوبی با تاریخ معاصر ایران و دوران قاجار آشنایی دارد. این آشنایی به شیوههای مختلفی در نمایش به شما نشان داده میشود و بدون شک ساعتها میشود با او در مورد شخصیتهای مختلف خاندان قاجار صحبت کرد و متوجه گذر زمان نشد! آرزو میکنم آثار بیشتری از افشین زمانی و تیم هنرمندان خود را در ایران بر روی صحنه ببینیم.
- بازیگران: مهسا ظهیری، امیرحسین نعیمی، محمد سعادت، هنگامه یادگاری، تینا یلان، سارا مهین ترابی، سارینا گودرزی، سلمان ذنوبی، پارسا فارسی، امیرمحمد عمورضا، حمید قیاسی فر، معصومه جعفری، پریسا درخشنده، افشین زمانی
- تهیه بلیت نمایش از سایت تیوال








































