گردشگرانی که به خوزستان نمی‌آیند!

نکته: این یادداشت در ۵ دی ۱۳۹۳
در روزنامه آبادان نو چاپ شده است.

مدتیست به فعالیت تورگردانی مشغولم. به صورت یک سرگرمی و تفریح به آن نگاه می‌کنم.

بخوانید: چرا تور رایگان تهرانگردی؟

نکته جالبی که در گفت و گو با این گردشگران در خصوص برنامه سفر و گردشگری‌شان متوجه شدم این بود که از ایران شهرهای تهران، اصفهان و شیراز و گاهی کیش و رشت را می‌شناختند و تقریبا تمام آن افراد از شرق و غرب ایران بی اطلاع بودند!‌ و نکته عجیب‌تر اینکه از شهرهای استان‌های غربی و شرقی کشور مثل کردستان، خوزستان، آذربایجان،‌ سیستان و بلوچستان به واسطه همسایه‌ها، ترس داشتند!

اکثر این گردشگران از کشورهای فرانسه، آلمان،‌ لتونی، روسیه، ترکیه، هلند، سوئد،‌ سوئیس و ژاپن به ایران آمده بودند. در مورد اصفهان بسیار مشتاق دیدار سی و سه پل،‌ کلیسای وان، میدان نقش جهان، هتل شاه عباسی و دیگر مکان‌های فرهنگی و تاریخی این شهر بودند و در خصوص شیراز هم بیشتر به حافظیه، سعدیه، تخت جمشید و مکان‌های تاریخی علاقه‌مند بودند.

فروردین ماه امسال [۱۳۹۳] بود که رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از رشد ۱۵۰ درصدی گردشگران خارجی به ویژه اروپاییان در نیمه دوم فروردین ماه سال جاری در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته خبر داد.

به گزارش ایرنا، مسعود سلطانی‌فر در مراسم امضای تفاهمنامه همکاری میان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و معاونت علمی فناوری ریاست جمهوری گفت: بسیاری از هتل های شهرهای بزرگ کشورمان مثل اصفهان و شیراز تقریبا تا ۲ ماه آینده رزرو هستند و جای خالی ندارند.

چرا گردشگران به استان خوزستان نمی‌آیند؟

ضمن خوشحالی بابت این افزایش جذب گردشگر برای کشور زیبایمان ایران، باید پرسید پس جای خوزستان و دیگر استان‌های زیبا کجاست و چرا اکثر این افراد تصمیمی برای سفر به این استان‌ها ندارند؟

استان خوزستان به واسطه موقعیت جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی و تاریخی که دارد دارای میراث گسترده فرهنگی، تاریخی، مردم شناسی می‌باشد. اگر دقت کرده باشید شمال و شرق خوزستان بیشتر دارای میراث طبیعی و تاریخی بوده و بخش جنوبی این استان میراث تاریخی و آثار یادمان دفاع مقدس را در خود جای داده است. با توجه به تاسیس منطقه آزاد اروند در جنوب خوزستان، شهر‌های آبادان و خرمشهر پتانسیل لازم برای روفق اقتصادی و جذب سرمایه خارجی را دریافت نموده‌ است. از طرفی با استفاده از شیوه‌های مدرن گردشگری مثل توریسم درمانی و … می‌توان در زمینه‌های مختلف گردشگران را به ورود به این منطقه خوزستان ترغیب نمود.

با یکی از گردشگران که به مدت ۲۲ روز در ایران بود صحبت کردم و از او پرسیدم آیا «به خوزستان و شهر شوش، که یکی از نخستین مراکز تمدن دنیاست، سفر کرده‌ای و بنای زیگورات چغازنبیل را دیده‌ای؟» که در کمال تعجیب به من گفت «سوزا یا شوشا؟ کجاست اینجا و اصلا نمی‌دانستم

نکته مهم این است که اصلا گردشگران نمی‌دانند. نه تنها گردشگران خارجی نمی‌دانند بلکه بسیاری از دوستان ما که در ایران زندگی می‌کنند و به این استان سفر نکرده‌اند، تصورشان از خوزستان بیابان‌های گرم و مخروبه‌های جنگ است! به راستی این عدم اطلاع مخاطبین و علاقه‌مندان، ضعف اطلاع‌رسانی نهادهای مربوطه و مسئولین در زمینه میراث فرهنگی، به شیوه مدرن و به واسطه اینترنت را نمایان می‌کند.

اطلاع‌رسانی ناکارآمد!

چه بخواهیم چه نخواهیم متاسفانه مسئولین گردشگری در حق میراث فرهنگی، طبیعی و تاریخی این استان بسیار کم لطفی کرده‌اند و به جز معدود افرادی که اکثر آنها پیش از انقلاب به خوزستان آمده‌اند دیگران آشنایی با این استان ندارند. خاطرم است مهر ماه در اندیمشک بودم و با یک زن و شوهر گردشگر آلمانی دیدار داشتم. از آنجا که هیچ توجهی بدان‌ها نمی‌شد و اصلا اطلاعاتی در خصوص این شهرستان نداشتند پس از دو روز اقلامت در هتل به تهران بازگشتند! 

صنعت گردشگری صنعت هزاره سوم نامگذاری شده است چرا که هم اکنون با پیشرفت ارتباطات و زیر ساختهای مسافرتی در اکثر کشورهای جهان این صنعت بسیار بیشتر و راحت‌تر از قبل بوی منفعت و سود می دهد. با توجه به تلاش‌های دولت در جهت کاهش تنش‌های بین المللی و همچنین مشاهده افزایش آمار ورود گردشگران به ایران از سویی و از سوی دیگر نمایش امنیت کشور ایران در مقایسه با همسایگان، همه و همه به افزایش ورود گردشگر به کشور کمک می‌کند. اما مساله مهمتر معرفی جاذبه‌های گردشگری کشور به این افراد است و باید مسئولین استان خوزستان تدابیری بیندیشند تا هرچه سریعتر شاید افزایش و رشد ورود گردشگر به این استان زیبا باشیم.

تصویر: طبیعت زیبای منگره . اندیمشک . خوزستان . عکس از عباس ملک حسینی

ارسال دیدگاه
1
اشتراک‌گذاری

چرا تور رایگان تهرانگردی؟

در تهران تنها بودم. به گالری‌گردی، کشف نقاط و تاریخچه شهر علاقه داشتم اما دوستی نبود که با من همراه باشد. پس تصمیم گرفتم از توریست‌ها برای این کار استفاده کنم و در نتیجه پروژه تور رایگان تهرانگردی با عباس آغاز شد.


همه ما باور داریم که یادگیری یک زبان جدید یعنی یادگیری یک فرهنگ جدید. اما این فرهنگ جدید دقیقا زمانی برای ما به خوبی ملموس می‌شود و در مورد آن می‌توانیم با قدرت تمام صحبت کنیم که در دل مردم آن فرهنگ قرار گرفته باشیم و سعی کنیم با تمام وجود به یادگیری آداب آن فرهنگ بپردازیم.

یکی از علایق من یادگیری زبان جدید و ارتباط با افراد جدید می‌باشد. شاید از نوار توضیحات وبلاگم یا نوشته‌هایم در شبکه‌های اجتماعی متوجه این موضوع شده باشید. تصمیم دارم ماجرای پروژه تور رایگان تهرانگردی را برای شما بنویسم. چرا این پروژه شروع شد، اشکالات و ایرادات آن چه هستند و به کجا خواهد رسید. و در نهایت چرا تور رایگان تهرانگردی گفته شد؟

مقدمه و تاریخچه

یکی از بهترین راهکارهای یادگیری فرهنگ و آداب ملت‌های دنیا، گفت‌وگوی مستقیم با مردم آن دیار می‌باشد. من برای این گفت‌وگوی مستقیم، کوچه و خیابان‌های تهران و نمایشگاه‌ها و مکان‌های دیدنی آن را در نظر گرفتم. مکان‌هایی که شاید هیچگاه به تنهایی به سراغ آن‌ها نرویم. از خانه موزه مقدم گرفته تا کوچه پس کوچه‌های خیابان ولیعصر تا شهرک سینمایی غزالی و مرکز غذاخوری پالیزی!

شهریور ماه ۱۳۹۴ تصمیم گرفتم با گروهی از دوستان هنرمند و علاقه‌مند به آثار هنری و تاریخی شهر تهران، اقدام به برگزاری این سری تورها کنم. ورود به این تورها آزاد بود و هر کس هزینه مورد نیاز برای خود را پرداخت می‌نمود. من فقط مسئولیت هماهنگی و راهنمایی دوستان را به عهده داشتم.

 

 

 

کم کم مهمانان خارجی به تورها اضافه شد. دوستان ایرانی زمان مشخصی برای برگزاری تورها نداشتند و نظم خاصی نداشت. تصمیم گرفتم این تور را بر میهمانان خارجی متمرکز کنم. از آنجایی که زندگی ما با اینترنت گره خورده است تصمیم به راه‌اندازی یک وبسایت برای این تور گرفتم. ابتدا یکی از صفحات همین وبلاگ بود و سپس وبسایت http://FreeTehranTour.ir برای آن انتخاب شد.

نام این تورها به ‌Free Tehran Walking Tour تغییر کرد. تور پیاده روی یک سبک ساده و چند ساعته تور می‌باشد که مسافران برای درک بهتر کشور مقصد از آن استفاده می‌کنند. اکثرا هم این تورها رایگان می‌باشند. تور پیاده روی تهرانگردی، اغلب پنجشنبه و جمعه انجام می‌شود و مدت آن بین ۳ تا ۵ ساعت است. برای من جذاب‌ترین بخش موضوع سئو سایت بود. گوگل

مزایا و فواید

مزایای این پروژه به دو بخش تقسیم می‌شوند که از ابتدا نیز به دنبال آن‌ها بودم.

بخش اول مروبط به یادگیری فرهنگ جدید، پیدا کردن دوستانی از سراسر دنیا و با زمینه‌های مختلف است. همچنین در طول برگزاری این تورها، با زبان‌های بیشتر و تلفظ بهتر واژگان انگلیسی آشنا شدم.

بخش دوم مربوط به اطلاعات عمومی فردیست. برای نمونه از کنار خیابان حافظ گذشتیم و من باید در مورد فرهنگ ادبیات ایران، شعرای بزرگ و سبک اشعار آن‌ها توضیح می‌دادم. جستجو در مورد این موارد تا جایی که حتی بتوانم در مورد معماری شهر تهران به میزان کمی صحبت کنم، برای من جذاب است.

مشکلات شناسایی فرهنگ

بزرگترین مشکل در گفت‌وگو و تورهای پیاده روی برای من، سختی توضیح در خصوص شخصیت‌های ایرانی هست. اصولا چون از زاویه فرهنگ و هنر وارد تبادل اطلاعات می‌شوم، معرفی سینما، هنر نقاشی و مینیاتور،‌ صنایع دستی و موسیقی ایران بهانه بسیار خوبیست. اما در همه بخش‌ها با مشکل شناسایی درست مواجه هستم! برای نمونه یک نفر از لهستان عاشق سینمای ایران بود. هیچ سینمایی که فیلم‌های برتر ایرانی با زیرنویس انگلیسی نمایش دهد پیدا نکردیم!

زیرساخت‌های جذب توریست همین موارد ساده است. تنها منبعی که من توانستم به خوبی به معرفی استاد شجریان (پس از شنیدن آثارشان و لذت بردن مهمانان) بپردازم، وبسایت رادیو ملی آمریکا بود!

یکی دیگر از مشکلات بزرگ برای مسافران، درک مساله تعارف ایرانی می‌باشد. یک توریست سوئیسی به شوخی به من گفت: !Stop this No and No and Noes

 

 

 

 تور پیاده روی جک قاتل در لندن!

آیا برای شما که داستان جک قاتل را خوانده‌اید قدم زدن در خیابان‌های لندن مانند جک برایتان جذاب نیست؟ این تورها در لندن برگزار می‌شود و روزانه ساعت ۷ شب به مدت ۱ ساعت و ۴۵ دقیقه انجام می‌شود. لازمه چنین تورهایی، معرفی فرهنگ و ادبیاتی چون جک قاتل و شرلوک هلمز در سطح جهانی می‌باشد.

برای شهر تهران من به رخدادهای برخی خیابان‌ها اشاره می‌کنم. خیابان کریم‌خان زند، بلوار کشاورز، میدان ولیعصر، میدان تجریش، رخدادهای خیابان انقلاب، میدان فردوسی و غیره. اما مشکل اصلی این عدم شناخت می‌باشد!

نتیجه مثبت

این مجموعه تورهای آخر هفته‌ای برای من بیشتر جنبه سرگرمی و آموزش فرهنگ و آداب جدید دارد. همچنین برای توریست‌ها پیاده روی در خیابان‌های تهران، گپ زدن با مردم و دیدن فرهنگ ایرانی بسیار جذاب است. اکثرا هم به واسطه همین وبسایت تور رایگان تهرانگردی من رو پیدا می‌کنند. سعی می‌کنم در اینستاگرام در خصوص برخی از این تورها بنویسم.

تا به حال با مسافران و توریست‌هایی از کشور های مراکش، آلمان، سوئیس، ماداگاسکار، فرانسه، هند، ژاپن، چین، هلند، روسیه، اوکراین، برزیل، لهستان، سوئد و ترکیه دیدار داشته‌ام.

خوشحال می‌شوم نظر خود را برای من بنویسید و سوالاتان را از طریق صفحه تماس و یا تلگرام abbasm@ ارسال کنید.

ارسال دیدگاه
6
اشتراک‌گذاری

پشت پرده کودتای سیا در گوآتمالا

سرعت انتشار مطالب در توییتر باعث می‌شود روز به روز به جذابیت این شبکه افزوده شود. به همین دلیل مطالب راحت‌تر و سریعتر در این جامعه نوشته و منتشر می‌شود. از این پس تصمیم دارم مطالبی را که در توییتر می‌نویسم را کمی اصلاح کرده و در وبلاگم منتشر کنم. چرا که در توییتر برای مدت محدودی این مطالب قابل دسترسی است اما در وبلاگ برای همیشه قابلیت جستجو و دیدن را خواهند داشت.

نکته: اینجانب مخالفت و یا موافقتی با سیاست‌های دولت آمریکا ندارم و فقط به روایت تاریخ می‌پردازم. اعتقاد دارم از سال ۱۷۸۹ که دولت ایالات متحده آمریکا رسما تشکیل شد، تا به امروز، آزمون و خطاهای زیادی را در حکومت و کنترل جامعه پشت سر گذاشته است. برخی از این تجارب بسیار وحشتناک بود و برخی بسیار مفید و به همین دلیل دیگر کشورها به خوبی می‌توانند از این آزمون و خطاها استفاده کنند. هدفم از این یادداشت بیان بخشی از تاریخ و کمک به تحلیل بهتر وضعیت امروز جهان می‌باشد.

خواندن تاریخ و کشف زوایای پنهان رخدادها به خصوص زمانی که اطلاعات آن رخدادها از حالت طبقه‌بندی محرمانه خارج می‌شود، کمک بزرگی به تحلیل‌های ما می‌کند. در روانشناسی و مدیریت اجماع مبحثی به منظور کنترل جامعه و عوام توده‌های مردم وجود دارد. یکی از اولین پیشگامان این مکتب روانشناس معروف زیگموند فروید بود.

فروید معتقد بود انسان‌های دارای نیروهای غریزی غیرقابل کنترل هستند و باید حکومت‌ها با محدود کردن آن‌ها این نیروها را کنترل کنند. چرا که اگر این نیروها کنترل نشود می‌تواند عواقب خطرناکی به بار بیاورد. بهترین مصداق فروید هم جنگ جهانی اول بود.

ادوارد برنیز خواهرزاده زیگموند فروید بود. یوزف گوبلس وزیر پروپاگاندای رایش سوم فعالیت او را ستایش می‌کرد.

ادوارد برنیز خواهرزاده زیگموند فروید بود. یوزف گوبلس وزیر پروپاگاندای رایش سوم فعالیت او را ستایش می‌کرد.

اما روانشناسی که بیشترین استفاده را از این نظریه نمود، ادوارد برنیز، خواهرزاده فروید بود. او که در آمریکا زندگی می‌کرد پس از یک سفر به اروپا تصمیم گرفت حرفه پروپاگاندا را در آمریکا راه‌اندازی کند. پروپاگاندا در واقع خبررسانی عقاید و نظریات حکومت به توده‌های مردم به منظور کنترل افکار آن‌ها بود. از آنجا که آلمانی‌ها از واژه پروپاگاندا استفاده می‌کردند برای آمریکا بار منفی داشت. بدین منظور واژه جدید شورای روابط عمومی اختراع شد.

منافع کمپانی یونایتد فروت در خطر می‌افتد

شاید برای شما عجیب باشد، اما در دوران استعمار نام برخی کشورها در دنیا فراموش شد و نام شرکتی که آن کشور را در کنترل خود داشت، بر روی آن کشور نهاده شد. کمپانی‌هایی مثل هند شرقی، صنایع نفت بی‌پی، شرکت بانانا و … در آفریقا و آمریکای جنوبی و مرکزی، سال‌ها به بهانه اقتصاد به غارت مردم کشورهای فقیر و استعمار آن‌ها پرداختند.

بعد از چندی اعتصاب در می گیرد و وکلای محلی در دادگاه آن ها را با حیله شکست می دهند. همچنین کارگران به دیوان عالی پناه می برند که دیوان عالی آن ها را دارای صلاحیت نمی‌داند و سپس اعلام می کند:

شرکت موز هرگز کارگری را استخدام نکرده است!

— گارسیا مارکز، گابریل، صد سال تنهایی

پیشنهاد مطالعه: نگاهی به تاریخچه فعالیت شرکت‌ها از سال ۱۶۰۰ تا ۲۱۰۰!

نفوذ اقتصاد در جنگ، سیاست و فرهنگ یک جامعه

در دوران جنگ سرد، آمریکای جنوبی و مرکزی به حیاط خلوت دولت ایالات متحده آمریکا تبدیل شده بود. احتمال نفوذ شوروی و دشمن در این منطقه تقریبا غیر ممکن بود. پس از جنگ جهانی دوم، در بین مردم آمریکا تصور جنگ با شوروی به خصوص به واسطه وجود بمب اتمی قوت یافته بود. به همین دلیل ترس و اضطراب از وجود دشمن روز به روز در میان مردم آمریکا افزایش می‌یافت و به یک مساله مهم برای دولت تبدیل شده بود. ادوارد برنیز، پیشتر به خاطر کمک به شرکت‌های تجاری و سیگاری کردن خانم‌ها در جامعه سیاست‌مداران ایالات متحده معروف شده بود. ولی اعتقاد داشت این ترس از دشمن برای کنترل بهتر توده‌های مردم، لازم است. لوگو توییتر

در گوآتمالا شرکت یونایتد فروت که به جمهوری بانانا (موز فروش) معروف بود، قدرت را در دست داشت و بر همه بخش‌های این کشور نفوذ می‌کرد. سال ۱۹۵۰ در پی یک انتخابات دولت قانونی ژنرال جاکوبو آربنز بر سر کار آمد. این دولت به دنبال محدود کردن قدرت کمپانی بود و در سال ۱۹۵۳ قول داد تا زمین‌های کمپانی را تصاحب و مصادره کند. مردم گوآتمالا از او حمایت کردن اما شرکت یونایتد فروت یک فاجعه در پیش روی خود می‌دید. برنیز بهترین فرصت را برای اثبات نظریه دشمن خود، این زمان دید. لوگو توییتر دولت آیزنهاور پس از ترومن در حال از دست دادن یکی از بهترین شرکای اقتصادی خود بود. اما مردم آمریکا ظرفیت حمله مستقیم و یک جنگ جدید را نداشتند. لوگو توییتر

دولت دست به دامان پدر روابط عمومی شد. برنیز تصمیم گرفت به واسطه رسانه‌ها، دولت آربنز را کمونیستی و متحد شوروی جلوه دهد. برای مردم آمریکا نفوذ دشمن تا حیاط خلوت خود قابل قبول نبود. به همین دلیل افکار عمومی خواهان تغییر حکومت دشمن در همسایگی خود می‌شد. لوگو توییتر

موقعیت جغرافیایی گوآتمالا و فاصله آن با ایالات متحده آمریکا

موقعیت جغرافیایی گوآتمالا و فاصله آن با ایالات متحده آمریکا – ویکی‌پدیا

مقدمات کودتا و آماده سازی مردم برای تغییر

برنیز سفارش شرکت یونایتد فروت و دولت وقت آمریکا را قبول کرد. تصمیم گرفت دولت گوآلمالا را به مرزهای آمریکا نزدیک کند. به گونه‌ای که این کشور را دشمن و تهدیدی برای دموکراسی آمریکایی نشان دهد. بدین ترتیب شرکت را از یک طرف ماجرا کنار می‌گذاشت و مساله را بین ۲ دولت و تهدید ارزش‌های دموکراسی خواهی آمریکا، نشان می‌داد.

با این که آربنز یک سوسیال دموکرات بود اما هیچ‌گونه رابطه‌ای با شوروی نداشت. لوگو توییتر برنیز گروهی از روزنامه‌نگاران پر نفوذ آمریکایی را به گوآتمالا دعوت نمود. البته اکثر این روزنامه‌نگاران چیز چندان زیادی در خصوص وضعیت سیاست در این کشور نمی‌دانستند! برنیز از آن‌ها پذیرایی کرد و با گروهی از سرمایه‌داران و سیاست‌مداران گوآتمالاییایی که باور به کمونیست بودن آربنز داشتد، دیدار کردند. حتی یک تظاهرات خشونت‌بار ضدآمریکایی در پایتخت این کشور ترتیب داده شد. او توانست رسانه‌ها را متقاعد کند که شوروی از طریق گوآتمالا تصمیم به ساخت یک پایگاه نظامی در نزدیکی آمریکا دارد. لوگو توییتر

به گفته بعضی از دوستان برنیز، وی قربانی توطعه آمریکا و سیا علیه دولت آربنز شد! هنوز سندیت این مساله مشخص نیست اما هرچه باشد، وی مقدمات کافی برای تغییر حکومت گوآتمالا را فراهم نمود.

سازمان CIA به کمک شرکت یونایتد فروت، یک ارتش محلی آموزش داد و سرهنگ کارلوس کاستیلو آرماس را به عنوان رییس دولت بعدی گوآتمالا انتخاب نمود. لوگو توییتر در حالی که هواپیماهای ایالات متحده شهر گوآتمالا را بمباران می‌کردند، ادوارد برنیز در رسانه‌های آمریکا تبلیغات خود را گسترش داده بود و عملیات را آزادسازی گوآتمالا و انقلاب مردمی معرفی نمود!

در تاریخ ۲۷ ژوئن ۱۹۵۴ ژنرال آربنز از کشور فرار کرد و آرماس به عنوان رهبر جدید وارد شد. ماه‌های بعد نیکسون در یک سفر به گوآتمالا رفت و ادعا شد مدارکی از ادبیات کمونیستی در کاخ ریاست جمهوری پیدا شد.

نیکسون در این سخنرانی گفت:

این اولین بار است که یک دولت کمونیستی به دست مردم، سرنگون می‌شود و به همین علت به شما و مردم گوآتمالا تبریک می‌گویم!

در سال ۱۹۵۳ ایالات متحده آمریکا علیه دولت قانونی دکتر مصدق، کودتا کرد. اسناد این کودتا هنوز به صورت کامل از حالت محرمانه خارج نشده‌اند.  لوگو توییتر

منابع:

    • اسناد خارج شده از طبقه‌بندی سیا در خصوص کودتاها
    • تاریخچه کشور گوآتمالا
    • زندگی‌نامه ادوارد برنیز و تاثیر روانشناسی بر دنیا
    • مستند The Century of the Self به کارگردانی Adam Curtis
ارسال دیدگاه
13
اشتراک‌گذاری

سخنرانی و گفت‌وگوی انگیزشی

یکی از علایق من صحبت کردن با آدم‌ها و انگیزه دادن به اونها هست. چارچوبی هم که مشخص کردم تلاش برای کم کردن تنش‌ها و کمک به بهبود وضعیت موجود در کنار آموزش راهکارها و روش‌هایی هست که به پیشرفت شغلی فرد منجر خواهد شد.

خیلی اتفاقی در لینکداین دیدم یکی از دوستانم منو با این موضوع ایندورس کرده: سخنرانی و گفت و گوی انگیزشی!

برام خیلی جالب بود. یعنی من بدون اینکه هدف خاصی رو دنبال کنم دارم به دوستان و اطرافیانم انگیزه میدم و کمکشون میکنم برای بهتر شدن شرایطی که دارند. وقتی خوب فکر کردم دیدم تجربه‌های مثبت و منفی زیادی داشتم. مثل زمان‌هایی که بدون چشم داشتی به کسی کمک کردم ولی به خاطر سو تفاهم‌هایی برداشت‌های منفی کردند و من آدم بد داستان شدم!

از این موضوعات درس‌های زیادی گرفتم. به این نتیجه رسیدم تو رسالت خودت را انگیزه دادن و جلوگیری از خشونت می‌دونی، پس باید وقتی ازت درخواست میکنن درخواست رو اجابت کنی ولی پیش از گفتن مطالبی که ممکن است سو برداشت از آنها بشود تذکر داده شود. به همین دلیل هر کسی بهم پیام بده جواب رد و نه نمی‌گم. مگر اینکه واقعا نتونم کاری بکنم و در اون زمینه اصلا اطلاعاتی نداشته باشم.

اما یک نمونه از مطالبی که سو برداشت ممکنه بشه: وقتی یک خانم یا آقا با ظاهر آراسته به محل کار میاد و به دوستانش سر می‌زنه مشخصه ایشون خیلی شاد هستند و در این بازه زمانی که داشتند و هستند، خوشحال و راضی بودند از زندگی. این رضایت‌مندی ربطی به پول نداره و نوع رفتار خانواده با ایشان، همکاران با ایشان و دوست پسر/دختر با ایشان، عامل این رضایت شده. وقتی شما این تغییر و آراستگی رو در دوستتون ببینید ممکنه خیلی خوشحال بشید و بخواهید این موارد رو بهشون بگید که خودشون هم واقعا علت انتخاب این رنگ‌های زیبا رو بدانند. ولی متاسفانه در چند مورد خاص که برای من پیش اومد هم از جانب آقایون و هم خانم‌ها متهم به رفتارهای نامناسب و زشت شدم! در چند مورد بعدی وقتی اجازه این مساله رو گرفتم چون فردی که در موردش صحبت می‌شد از قبل تقریبا آگاهی پیدا کرده بود به موضوع صحبت، رضایت داشت و هیچ ناراحتی پیش نیامد!

اما چرا سخنرانی انگیزشی؟

خیلی از افراد و کسانی که میشناسیم به دلایل مسایل مالی، خانوادگی و … ممکنه دچار ناراحتی و افسردگی موقت بشن. گفت و گوی انگیزشی بهشون کمک می‌کنه حداقل امید دل دل‌هاشون روشن بشه. به نظر من آدم‌ها نیاز به یک تلنگر انگیزشی دارند. برای بعضی از افراد نشون دادن عدد و رقم هست و برای بعضیا تشریح موفقیت و بهبود وضعیت موجود. برخی از دوستانم بودن که در خصوص مشکلات عاطفی که براشون پیش اومده می‌خواستند واکنشهای وحشتناک و بسیار خطرناکی رو نشون بدن. برای این افراد شرح نتیجه خیلی مهم هست و در نهایت این که با انجام این واکنش هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتد و زمان نیاز دارد تا این مساله حل شود. در نهایت همین دوستان به این نتیجه می‌رسند فقط زمان می‌تونه به اون‌ها آرامش بده و نیازی نیست کار خطرناکی انجام دهند.

اینطور که احساس می‌کنم این روند رو اگر ادامه بدم خیلی بهتره. در آینده در این زمینه نحوه سخنرانی انگیزشی و انواع آن بیشتر می‌نویسم. اگر هم شما نظر و پیشنهادی دارید خوشحال می‌شم به من بگویید.

ارسال دیدگاه
5
اشتراک‌گذاری